اسارت شیرینی است.
حال را اگر به قدر کافی شیرین کنی احتیاجی به اسارت نیست.
وقتی عشق انگیزه باشد هدف دوام بخشیدن محصول همیشه عمیق و زیباست
نادر ابراهیمی نویسنده ای که نگاه جالبی به اطراف داره به نظرم ارزش داره که کتاباش را بخونیم بهتون پیشنهاد می کنم که با قلمش آشنا بشید
جملات بالا مال یک عاشقانه آرام بود
توی خیابون راه می رفتم که دیدم یک مغازه صفحه اول روزنامه ها را به شیشه چسبانده و کلی آدم دارن می خوننشون دیدم اعتماد ملی تیتر بزرگ زده که شرق توقیف شد. راستش باورم نشد فکر کردم اشتباه کردم رفتم روزنامه فروشی که روزنامه بگیرم دیدم طرف می گه شرق را بستن.
امیدوارم بتونند رفع توقیفش کنند.
خلاصه هرکسی کاری داره باری داره آتیش به انباری داره.
امسال مهر من همدانم سوده خونه جدید امین اراکی شد نسیبه ازدواج کرد محدثه بچه دار شد نفیسه و سمانه سعید محمد رضا دانشگاه قبول شدند. فرزانه رفت و..... کلی اتفاق دیگه
یه موقع اول مهر هممون دور هم جمع می شدیم و لباس های مدرسه را نشان هم می دادیم
یه موقع هممون می دونستیم باید مثل هم بریم مدرسه ولی الان....
همه بزرگ شدند و خانم و آقا .
سخنرانی جدید آقای احمدی نژاد مبنی بر اعتراض دانشجویان نسبت به اساتید لیبرال و سکولار و اقتصاد لیبرال آغاز سال تحصیلی آرامی را نوید نمی دهد همه چیز نگران کننده است دخالت بیش از حد دولت در امور دانشگاه با هر بهانه ای زیان های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.
خروج اساتید و نخبگان از دانشگاه ها همانند خالی شدن جبهه ها می ماند جبهه بدون فرمانده سرانجام مشخصی دارد .
از اینها گذشته توهین به قشر روشنفکر سبب دور شدن این قشر از وابستگی های وطنی می شود و همه را به امید شغل و پول و امکانات بهتر از ایران گریزان می کند.
در شرایط اقتصادی و جهانی فعلی این نیاز حس می شود که تمام اندیشمندان برای رفع مشکلات و برای فرار از پول نفت و ایجاد اقتصاد غیر نفتی باید حضور جدی داشته باشند باید از فکر همه آنها استفاده شود که بتوان از این مخمصه رهایی یافت ولی برعکس اوضاع به سمتی پیش میرود که خودمان با دست خودمان همدیگر را می تارانیم.
منزوی کردن روشنفکران ، اخراج اساتید تعویض نابجای مسولین دانشگاه (که تازگی ها هم رییس دانشگاه الزهرا عوض شده که فکر نکنم کسی را بتوان در این شرایط جایگزین وی کرد) ،تعلیق فله ای انجمن های اسلامی ، مخالفت با تجمعات زنان ، دستگیری روشنفکرین ، دانشجویان و عدم رسیدگی به مطالبات آنها اقدامات مهم یک ساله اخیر به شمار می رود که بهتر است بودجه ۸۵ را در این لیست به حساب نیاوریم.
عروس بیست ساله ای که مدتی است در برزخ مرگ و زندگی سر می کند عروسی که نگون بختی را با تمام وجودش داره احساس می کنه ۲۸ شهریور قراره اعدام بشه. اولیای دم رضایت ندادند.
بابا مادر شما که زنده نمی شه مطمئن باشید با ریختن خون کبری هم از غمتون کاسته نمی شه.
لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست.
خودتون را برای چند دقیقه بگذارید جای اون که پشت میله ها نشسته و منتظره که هر لحظه صداش بزنند که بره پای چوبه دار.
اون توی این چند سال به خاطر کاری که کرده خیلی زجر کشیده بقیه مجازاتش را به خود خدا بسپارید.
ما بخشی از چیزی بسیار عطیم تریم .و هر شکل جزیی حیات در این تصویر کلان اهمیت خاص خود را دارد. ما سیاره ای زنده ایم . ما کشتی بزرگی هستیم که در جهان کاینات بر گرد خورشیدی سوزان بادبان کشیده است. ولی هر کدام ما در عین حال نوعی کشتی حامل ژن بر پهنه زندگی هستیم.چنانچه این محموله را ایمن به بندر بعدی برسانیم بیهوده نزیسته ایم.
داروین
به همه خانواده هاشون تسلیت میگم می دونم که دردی هم ازشون دوا نمی شه.
یه خبر بد دیگه سایت دانشگاه امیرکبیر فیلتر شد.
کار سختیه و وقت زیادی می بره. اول باید بتونیم خودمون را درست و حسابی و صادقانه بشناسیم. بعد باید سعی کنیم اطرافیانمون را بشناسیم و رفتارهای خودمون را از آنها تفکیک کنیم . روی آنها فکر کنیم تا بتونیم برای هر کسی یه شیوه ای پیدا کنیم تا باهاش ارتباط بز قرار کنیم.
از طرفی وقتی به این تفاوتها نگاه می کنی می بینی هر کسی به نظرش ممکنه یه راه درست باشه و در نتیجه هر کسی برای زندگی خودش یک روش را انتخاب می کنه و سعی می کنه که به سعادت برسه.
جالبه که حتی سعادت هم برای آدمای مختلف معنای مختلفی پیدا می کنه!!!!!!!
توی بازتاب خوندم که رامین جهانبگلو با وثیقه آزائ شده
چند نفر از ما در زندگی روزمره خود به این فکر می کنیم که در جامعه ای که زندگی می کنیم صاحب حقی هستیم و بنا به این حق تکلیفی بر عهده داریم؟
چقدر با این حق آشنا هستیم؟
چقدر سعی در به دست آوردن آن داریم؟
و چقدر سعی می کنیم که حق دیگران را ضایع نکنیم؟
متاسفانه در جامعه ما مردم نه تنها به راحتی از حقوقی که دارند می گذرند ( می شود گفت به دلیل نا آگاهی) بلکه خواسته یا ناخواسته حق دیگران را هم ضایع می کنند.
موارد بسیار عادی که حتی تصور نمی کنیم و جزو کارهای روزمره ماست می تواند یک امر ناقض حقوق شهروندی باشد.
چند مثال می شود در این مورد آورد:
۱- نگذاشتن زباله منزل محل کار و...در موید مقرر و در محل مقرر
۲- آلوده کردن پارک ها و فضاهای سبز با پوست میوه و انواع پلاستیک ها ته سیگار
۳- بلند کردن صدای ضبط حتی در اتاق خودمان
۴- رد کردن چراغ قرمز
۵- باز گذاشتن شیر آب
۶- استفاده نامناسب از گاز و برق و تلفن
۷- ایجاد سروصدا در محله و بخصوص در آپارتمان ها
۸- رد نشدن از محل های عابر پیاده
۹- عبور موتوری ها و دوچزحه سوارها در پیاده رو
۱۰- کشیدن سیگار در معابر و مکان های عمومی
رد شدن از کنار تمام این موارد عادی باعث شده که در مقابل چیزهای بزرگتر مردم سکوت کنند و خیلی راحت به بهانه اینکه یا به ما ربطی نداره یا بیکاری بابا ویا ولش کن به زندگی خودت بچسب از کنارش بگذرند.
نمونه بارز این مسایل را می شود در مورد راننده های تاکسی قید کرد که حتما خیلی از ما حالا نگم همه با آن برخورد داشتند.راننده های مسیر خاص در ایام شلوغی و یا هنگام تاریکی نرخ های خود را همه با هم به طرز نامردانه ای افزایش می دهند و مردمی که از کار روزانه خسته اند و یا می خواهند از شلوغی فرار کنند خیلی راحت می پذیرند که از حق خود بگذرند و با کمال آرامش بدون اینکه حتی اخمی به ابرو بیاورند سوار می شوند تا به مقصد برسند تازه عده ای هم می گویند اشکالی نداره اینا زحمت کشند. اگر هم کسی پیدا بشه که زیر لفظی اعتراض کنه یا با سکوت دیگران و یا با نیشخند دیگران روبرو می شه.
واقعا درسته که ما چیزی را که مشخص است و حق طبیعی ماست به راحتی نادیده بگیریم و فراموش کنیم؟
اگر به ذهنتون می رسه از موارد عادی حقوق شهروندی که من ذکر نکردم به من یادآور شوید
تکصیر را اصلاح می کنم تکثیر
تعطیلات تابستان فرصت خوبی برای خانه تکانی بوده. از هر طرف که گردی به چشم می رفته در آن طرف را بسته اند. به جای اینکه جای خود را تغییر دهند بدترین راه را انتخاب کرده اند. بازی با خواستهای جوانترین قشر فعال و افرادی که به عنوان نخبگان کشور سر از دانشگاهها در می آورندفکر خوبی نیست.
بهترین تاثیرش را در فرار مغز ها می بینیم واقعا:
به کجا چنین شتابان...؟؟؟؟
کاش لا اقل فکر می کردید که در این موقعیت بحرانی از نظر بین المللی جلب رضایت فرهیختگان مساوی پشتوانه محکم برای کشور است.
دریغ و صد دریغ که جلب رضایت که هیچ زمینه هجرت و گوشه نشینی (چه در خانه چه در زندان )خیلی از بچه ها را هم فراهم می کنند.
متاسفم که انجمن را مثل یک خار می بینند و سعی در کندن اون دارند. باید بدونند که جامعه بدون حضور نیروهای نقاد و پویا خیلی خیلی زود لانه موریانه ها می شه و از بین می ره. موریانه خیلی زود تکصیر پیدا می کنه جلوش را بگیرید.
آوایی که محمد را برانگیخت او را تا اوج بالا برد مردی که حتی خواندن نمی دانست. شجاعتی به او داد که در مقابل همه بایستد و حرف خود را بزند همه سنت ها را زیر پا گذارد.
آوایی که جسارت یک تنه جنگیدن را به محمد داد. محمدی که جهالت عرب را درک کرد و با بهترین شیوه آن را به مردم نمایاند.
محمد انسانی که در شزایط برابر با دیگر همنوعانش زندگی می کرد آنقدر قدرت پیدا کرد آنقدر خود را ساخت آنقدر خود را خوب شناخت که توانست ندای حق را بشنود.
خلق الانسان من علق....
عید مبعث را از صمیم قلب به همه تبریک می گم امیدوارم تونسته باشیم توی این عید کمی به خودمون و کارهامون فکرکنیم.

