تبليغاتX
ستاره
سه شنبه 1385/08/30
متاسفانه منصور اصانلو دوباره دستگیر شد.

دانشجوی سبزواری به دست دانشجوی بسیجی چاقو خورد و به قتل رسید.

خوشحالی رییس جمهور بابت اینکه دنیا به سرعت دارد احمدی نژادی می شود.

به قول دکتر شریعتی ارزش آدما به اندازه حرفهایی است که برای نزدن دارند. فکر کنم ما هم سنگین تریم که فقط نطاره گر باشیم.

دریغ و صد دریغ....

نوشته شده توسط ستاره در 23:32 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1385/08/30
آیت الله صافی گلپایگانی مطلبی که از ایسنا گرفتم و واقعا ناراحت شدم واقعا دنیا را آب را ببره ما را خواب می بره. می خوایم به کجا بریم؟ دیگه چیزی هم می مونه که بهش گیر ندین؟

 

نوشته شده توسط ستاره در 23:22 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1385/08/30
برای وقتی دیگر

خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش

به نماند هیچش الا هوس قمار دیگر

نوشته شده توسط ستاره در 23:14 | | لینک به این مطلب
جمعه 1385/08/19
خط
یک خط یک مرز در زندگی آدما چقدر تفاوت ایجاد می کنه همیشه توی هر شهری یک پل یا یک رودخانه یا یک خطی هست که این ور و اون ورش کلی باهم فرق دارند از نظر آدمایی که اونجا زندگی می کنند سطح مالی شون فرهنگ زندگشون تعداد بچه هاشون ....

خیلی جالبه که توی فاصله به این نزدیکی این همه تفاوت وجود داره!!!!!

توی اصفهان که اصلا خیلی معروفه این طرف رودخونه و اون طرف رودخونه. فکر کنم این هم از اون تفاوتهایی باشه که باید خیلی راحت پذیرفت و از کنارشون رد شد.

امروز توی یکی از اون محله های اون طرف خط بعد از سالها دیدم که کلی بچه ریختند توی کوچه و دارن مثل بچگی های ما بازی می کنند. یاد حرف احمدی نژاد افتادم که دلش بچه زیاد خواسته بود و به این فکر کردم این حرف برای هیچ جایی زده نشده جز این طرف خط.

پدر مادرهایی که از حضور بچه یکی یکدونه خود در کوچه امتناع می کنند برای اینکه فرم تربیتی فرزندشون را در یک چارچوب خاص در نظر گرقتند یعنی هیچ وقت می تونند به چنین حرفی جز به عنوان یک مزاح فکر کنند؟

 

نوشته شده توسط ستاره در 16:32 | | لینک به این مطلب
جمعه 1385/08/19
آخر هفته
آخر هفته خوبی شد. چند تا از دوستام مهمانم بودند. کلی بهمون خوش گذشت و با هم جاهای خوبی رفتیم.

جای اونایی که از زیرش دررفتن خالی بود.

هوا هم خوب بود و با ما سر سازگاری داشت.

فردا صبح هم مسافرم و هنوز کلی کار دارم که انجام بدم.

نوشته شده توسط ستاره در 16:21 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 1385/08/04
تفرش
تفرش یکی از شهرستانهای استان مرکزی است. معدن مس ایران. سرزمین گردو و بادام .مدفن دکتر حسابی .

شهری کوهستانی با آب و هوای سرد کوهستان پر از دار و درخت که هر فصلش طبیعتی زایدالوصف را همراه دارد.

پاییز هزار رنگ با درختان بلند سرو و بید و چنار و زمینی که پر از برگ های زرد و نارنجی گردو است. کوچه های باریک و صمیمی. خانه های قدیمی با درهای چوبی جوی های پر از آب زلال نم نم باران سکوت حاکم بر شهر و...

بازار کوچک مسگر ها که از گرانی مس دیگر صدای تق تق چکش پرده گوش هیچ کس را تکان نمی دهد. 

مزار ابوالعلی از دوره ایلخانی در این شهر به چشم می خورد که نشان از قدمت آن دارد.

روستاهای اطراف تفرش مکان جالبی است برای مردم شناسی. جاهایی که هنوز دست بشر به آن نرسیده و از پلیدی های شهری به دور است و مردم زلال و صاف در کنار هم بدور از دغدغه های شهری زندگی می کنند. 

خانک روستایی که حتی رنگ گل خانه های آن طراوت باران را یاد آور می شود. مردمی که از کنار هرکدام می گذری از سر لطف در خانه شان را برایت باز می کنند و نان محلی و توت و بادام است از آنها برای سوغات هدیه می گیری.

در این روستا خانه ای برفراز خانه های دیگر قرار دارد که چون قلعه ها اتاقک نگهبانی دارد که نمای آن با آجر به طرح گلیم محلی مزین شده و داخل این ساختمان پیرزن و پیرمردی زیبا رو سکونت داشتند که به ما اجازه دادند از داخل خانه اشان دیدن کنیم . اتاقک این برج از سه طرف در و پنجره داشت و هرکس که در آن اتاق می نشست خیلی راحت تمام ده را زیر پای خود داشت علاوه بر آن آسمان و درخت و پرواز پرنده ها را هم از دست نمی داد.

سفر به تفرش و لذت از این طبیعت زیبا را از دست ندهید.

 

نوشته شده توسط ستاره در 15:36 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 1385/08/04
روزگار و ....
روزگار عجیبی است.

روزگاری از شرق به پا می خیزد و اندک زمانی غروب می کند.

رییس جمهوری که بچه بیشتری می خواهدو..

دانشگاهی که مملو از نا آرامی است.

روزگار عجیبی است.

---------

بالاخره شنبه موسوی خویینی ها آزاد شد. آن هم با وثیقه و بعد از چهار ماه و اندی با شرایط سخت.

نوشته شده توسط ستاره در 15:13 | | لینک به این مطلب
" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="80" height="44">