تبليغاتX
ستاره
یکشنبه 1386/05/28
دیدی دلا که یار نیامد

دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد
بگداخت شمع و سوخت سراپای
وآن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
وآن ضیف نامدار نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
وآن کرده ها به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان! بهار نیامد
بشکفت بس شکوفه و پژمرد
اما گلی به بار نیامد
خشکید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کز بندت ایچ عار نیامد
سودت حصار ، و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کشتگاه نجیبت
جز ابر زهربار نیامد
یکی از آن قوافل پربا ـ
ـ ران گهر نثار نیامد
ای نادر نوادر ایام
که ت فر و بخت ، یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار نیامد
افسوس کان سفاین حری
زی ساحل قرار نیامد
و آن رنج بی حساب تو ، درداک
چون هیچ در شمار نیامد
وز سفله یاوران تو در جنگ
کاری بجز فرار نیامد
من دانم و دلت ، که غمان چند
آمد ،‌ ور آشکار نیامد
چندان که غم به جان تو بارید
باران به کوهسار نیامد
شعر اخوان برای مصدق آن هم در حال و هوای ۲۸ مرداد مصدقی که به پشتیبانی ملتش امید داشت مصدقی که یکی از اشتباهاتش این بود که زیادی ملی بود وگرنه با ۲۸ مردادی مواجه نمی شد.مصدقی که روز کودتا بعد از درگیری هایی که از ۲۵ مرداد داشت تنهای تنها ماند و جایی برای پناه نداشت.

۲۸ مرداد ۳۲ به تمام معنی روزی ننگین در تاریخ این کشور ثبت شده روزی که تنها دولت ملی طی ۲۵۰۰ سال حکمت شاهنشاهی با کمک بیگانگان و خواست قدرت طلبان ایرانی مورد تهاجم خانمان سوزی واقع می شود.

نوشته شده توسط ستاره در 10:11 | | لینک به این مطلب
جمعه 1386/05/26
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید           قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

 

نوشته شده توسط ستاره در 10:3 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 1386/05/25
خیلی چیزا عوض می شه .درمانده ام در میانه این راهها کاش گریزی برای گذر و کاش آرامشی برای رسیدن می بود. خوب و بد ناپیدا و لغزش آسان .بایستی تنها  از این میانه ره پویید هیچکس را توان یاری نیست.

جوانه کوچکی که بر کودکی خود امید دارد دست دراز می کند تا میوه ای بچیند. شاید همان درخت ممنوع نصیبش شود و رانده شدنش را مسبب. 

شهر دود گرفته و خاکستری با تمام عظمتش کوچک شده. تعلقاتی که حضورشان گرما بخش بود در میانه فصل گرم جز خنکی پاییز یادآور هیچ نیست.

که ایم و کجاییم؟

چه می گوییم و در چه کاریم؟

پاسخی کو؟

به انتظار پاسخی عصب می کشیم

و به لطمه پژواکی

کوه وار درهم می شکنیم.

 

نوشته شده توسط ستاره در 17:32 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 1386/05/21
یاران من! این سان غمین نسرایید

 بگذارید تا نغمه ای دیگر ساز کنیم

طرب افزا تر و بسامانتر

نغمه شادی !شادی ای زیبا اختران خدایان

ای دخت حریم قدسیان مدحوش از آذرخش تو ره می یابیم

به بارگاه  اهورایی تو ای بارقه افلاکی

 سحر و جادوی تو بر می بندد آنچه را گردش ایام ز هم بگسسته

آدمیان به برادری خواهند رسید

 آنجا که شهپر لطفت سایه می گستراند سر خوش

 سرخوش آنگونه که خورشیدها در صحنه شکوهمند آسمان شناورند

 شما نیز ای برادران !در مدار خویش ره پویید

شادان آنسان که شاهد فتح در آغوش پیروزی می جهد 

 اینک گرد هم درآیید

 به خود و به اهل جهان کمال خویش را بوسه دهید

هان ای برادران بر بام خیمه اختران پدری مهربان ماوا گزیده

 اینک ای ادمیان به سجده درآیید

 و ای جهان جام جهان را دریاب

  او را در فراز آسمان بجو که او بر بام اختران منزل گزیده

نوشته شده توسط ستاره در 18:48 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 1386/05/18
ستاره یکساله شد
ستاره هم یکساله شد. امروز یکسال است که من با ستاره می نویسم و خوشحالم که در تولد ستاره تعدادی از دانشجویان زندانی با قرار وثیقه به آغوش خانواده هاشان بازگشتند امیدوارم بقیه آنها هم زودتر آزاد بشن.

----------------------------------------------

سال گذشته در گیر و دار کار های دانشگاه و تعلیق انجمن و... ستاره شروع کرد و امسال بعد از کلی اتفاق بعد از کلی انحلال و بگیر و ببند. یه جورایی یه سکوتی حاکمه. در عوض در من غوغاست و بلاتکلیفی. سال بعد چه جوریه؟!!!

نوشته شده توسط ستاره در 14:40 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 1386/05/17
خبرنگاری در خصوص گفته اعلمی عضو کمیسیون امنیت ملی در ارتباط با چند شغله بودن وزیر دادگستری سئوال کرد و الهام در پاسخ گفت : وزیر به عنوان وزیر مسئولیت های مختلفی دارد، به عنوان مثال مسئولیت های وزیر کشور، از تمامی مسئولیت های بنده بیشتر است و این امر در مورد وزیر کشاورزی و صنایع نیز صدق می کند و این در حالی است مجلس نیز مکرر مسئولیت های مختلف را بر عهده وزرا می گذارد .

وی با تاکید بر اینکه سخنگویی هیچ گاه پست نبوده است گفت : سخنگویی را پیدا کنید در یک دستگاه که مسئولیت دیگری نداشته باشد به عنوان مثال معاون اول قوه قضائیه سخنگوی قوه قضائیه است ، معاون وزیر امور خارجه ، سخنگوی وزارت خارجه است .

وی در پاسخ به این سئوال که آیا بهتر نیست وظیفه سخنگویی را شخص دیگری برعهده گیرد ، گفت : وزارت دادگستری ، عضویت در شورای نگهبان و مسئولیت ستاد قاچاق را هر کسی تحویل بگیرد با کمال میل حمایت می کنم.

وی گفت : من مقصر چند شغله بودنم نیستم ، اگر مجلس رای اعتماد نمی داد به عنوان عضو شورای نگهبان و وزیر دادگستری انتخاب نمی شدم.

وزیر دادگستری خاطر نشان کرد : تا کنون تصور نمی کردم که کار زیاد جرم باشد اما در حال حاضر احساس می کنیم که زیاد کار کردن یک ضد ارزش است.

این هم تصورات وزیر یک مملکت !

 

--------------------------------------------

روز خبرنگار مبارک

و به آن خبرنگارانی که باالجبار بیکار شده اند چه در شرق و چه در هم میهن هم تبریک می گم و خسته نباشید.

نوشته شده توسط ستاره در 10:20 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/05/15
روزنامه شرق دوباره توقیف شد!!!!!

به بهانه مطلب بهنود درباره اینکه باید به احمدی نژاد رای می داد ( که مطلب جالبی بود) و یک مصاحبه از یک نویسنده که مورد شکایت قرار گرفته بود و دیروز هم راجع به درج اون مصاحبه و این که از خصوصیات اخلاقی اون فرد خبر نداشتند عذر خواهی کرده بودند!!

 

نوشته شده توسط ستاره در 12:31 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 1386/05/14
مشروطه!!
صد و یکمین سالروز مشروطه در حالی فرا می رسد که نسل جوان هیچ از مشروطه و مشروطه خواهی نمی داند. تمامی تلاش هایی که 10۱ سال پیش برا ی رسیدن به مشروطه صورت گرفت خیلی راحت کمتر از یک قرن به نابودی رفت.تلاشهایی که شد برای تاسیس یک مجلس تجدد خواه برای جایی که به عنوان خانه ملت نام برده شد. مورد حمله قرار گرفت حمله ای که طی تاریخ با شکل های گوناگون سعی در محو هویت مشروطه خواهی داشت. از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه گرفته تا نمایندگانی که وارد مجلس شدند و هر روز دست در جیب یکی داشتند یا روس ها یا انگلیس ها. تا شورای نگهبانی که در قانون اساسی با جایگاهی که برایش ذکر شده سدی شده برای  ورود به مجلس و گفتن از حق مردم.
ستار خان ها و باقر خان ها و شیخ فضل الله نوری ها آمده اند و رفته اند ولی هیچ کدام نمی توانند برای منی که امروز در جامعه گام بر می دارم هیچ تصوری از جایی به اسم خانه ملت و یا از مشروطه خواهی ارائه دهند. جامعه ای تهی از این مفاهیم در رشد سهیم بوده است.
چیزی که امروز شاهد آنیم این است که عده ای دانشجوی بی پناه در پشت میله های خاکستری رنگ زندان گرفتارند  آنها خانه ملتی نمی بینند که برای شکایت به آن پناه برند آنها هیچ مشروطه خواهی نمی بینند که برای آزادیشان قیام کند. حتی در قبال دیدن وکلای خود با سکوت موجه اند.
ستارخانی که صد و یک سال پیش دست به قیام زد و تبریزی را زیر و رو کرد تصور می کرد بعد از انقلاب مشروطه روزی فرا رسد که برای آزادی دانشجوی دربند 200 میلیون تومان ودیعه بخواهند؟

14 مرداد به عنوان روز همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند نام گرفته و فکر می کنم تلاقی این روز با سالگرد مشروطه به خاطر آرمان مشروطه ای است که هرگز در این کشور تحقق نیافت. آرمانی که امروز از آن چیزی نماند جز نامی در کتاب ها. و رقابتهای انتخاباتی که هر روز فرمایشی تر از روز پیش برگزار می شود. و زندان هایی که پر از زندانیان سیاسی و دانشجویان است. و چماق هایی که هر روز برای ایجاد فشار و سکوت بر جامعه فرود می آیند و طناب های داری که به راحتی برافراشته می شوند.
 به دنبال هیچ انقلاب مشروطه دوباره و یا انقلاب دیگری نیستیم من به دنبال هوایی می گردیم که درآنجا نفسی تازه کنیم.
به امید آزادی دانشجویان در بند.

نوشته شده توسط ستاره در 8:57 | | لینک به این مطلب
جمعه 1386/05/12
گفتن یکسری از حرفها خیلی سخته لااقل اگر می دونستم چطور باید شروع کرد قضیه کلی حل بود یک چیزی که برای خودت حلش کردی اون هم با زمان طولانی و جزیی از زندگیت شده واقعا چطور می شه برای دیگران حلاجیش کرد طوری که اونها راحت با اون مسایل کنار بیان؟
نوشته شده توسط ستاره در 11:32 | | لینک به این مطلب
جمعه 1386/05/12
دختر خوب بودن گاهی مهمانی هایی را همراه داره که فقط از سر گذران وقت برگزار می شه. و چاشنی های زیادی هم همراه خود داره. مثل: انواع و اقسام نخودچی خوران ها و چشم و هم چشمی هایی که هم توسط میزبان صورت می گیرد هم توسط مهمانها.

مدتهای زیادی بود که از این جمع ها فاصله داشتم تا اینکه دوباره به خاطر یکسری توقعات مجبور به شرکت در این مراسم شدم. مجلسی زنانه که اصولا عصرها برگزار می شه. با انواع و اقسام کادو ها. فردی کادوها را باز می کرد و بلند برای حاضرین اعلام می کرد فرد دیگری هم به عنوان میرزا بنویس کادوهای دریافتی را ثبت می کرد. سینی هم در اتاق دور تادور گردانده شد برای آنها که پول به عنوان هدیه آوردند و با دقت هرچه تمام تر تمام اسکناسها برای حاضرین شمرده می شد که فلان عمه یا خاله فلان اندازه و توسط کاتب مکتوب می شد . گاهی هم از آن سر اتاق صدایی بلند می شد که بلند تر اعلام کنید ما نمی شنویم.

لابد آن هم برای این که بفهمند فلانی چی می ده که اونا کمتر ندن!!!

یکسری از کادو های با ارزش هم طی تشریفات خاصی دست به دست می گشت تا خیلی خوب بتواند چشم همه را خیره کند!!!

فلسفه و شکل کادو دادن هم عوض شده.دیگه آدما نمی تونند آن طوری که در وسعشونه یا با توجه به احساسات شخصی شون کادو ببرند. در کل دیگه لذتی در کادو دادن برای این آدم بزرگا وجود نداره. فقط یک سری تشریفات و چشم وهم چشمی های مسخره ای که الزام آورند و توقع برانگیز.

همه به همه کار همدیگر کار دارند هیچ کس نمی تونه هر کاری که دوست داره انجام بده.اونقدر چشم های زیادی دنبال حرکات آدم هستند که واقعا تنگی نفس ایجاد می کنند.

خیلی از این حرکات به نظرم در بیکاری و یا عدم وجود یک اشتغال مناسب که بتونه افراد را به خصوص خانم ها را راضی کنه نشات داره.انرژی که باید به یک طریقی تخلیه بشه برای خانم هایی که بیشتر وقتشان در خانه اند و پای تلفن و رقابتی که برای برگزاری مهمانی های رنگارنگ دارند برای تنوع و سرگرمی ناخودآگاه به این شکل تخلیه می شه. و برای کسی هم اصلا به صورت یک معضل اجتماعی نمود نداره!!! 

نوشته شده توسط ستاره در 11:28 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 1386/05/10
چون هرست آوار دریغ می شنیدی:

کاش کی کاش کی

داوری داوری داوری

در کار در کار درکار درکار در کار.....

اما داوری آن سوی در نشسته است، بی ردای شوم قاضیان

ذات اش درایت و انصاف

هیات اش زمان

و خاطرات تا جاودان جاوید در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد.

رییس مجلس خبرگان و خطیب جمعه تهران تسلیم خواست ازلی شد.دور گردون کوچک و بزرگ و پر نفوذ و بی نفوذ و با قدرت و بی قدرت نمی شناسد سراغ همه را خواهد گرفت. و وای به روز داروری....

 

نوشته شده توسط ستاره در 21:35 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/05/08
روز پدر
روز پدر مبارک

ولی کاش امسال هم مثل پارسال بود.

 

نوشته شده توسط ستاره در 14:28 | | لینک به این مطلب
" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="80" height="44">