|
دیدی دلا که یار نیامد ۲۸ مرداد ۳۲ به تمام معنی روزی ننگین در تاریخ این کشور ثبت شده روزی که تنها دولت ملی طی ۲۵۰۰ سال حکمت شاهنشاهی با کمک بیگانگان و خواست قدرت طلبان ایرانی مورد تهاجم خانمان سوزی واقع می شود. |
جوانه کوچکی که بر کودکی خود امید دارد دست دراز می کند تا میوه ای بچیند. شاید همان درخت ممنوع نصیبش شود و رانده شدنش را مسبب.
شهر دود گرفته و خاکستری با تمام عظمتش کوچک شده. تعلقاتی که حضورشان گرما بخش بود در میانه فصل گرم جز خنکی پاییز یادآور هیچ نیست.
که ایم و کجاییم؟
چه می گوییم و در چه کاریم؟
پاسخی کو؟
به انتظار پاسخی عصب می کشیم
و به لطمه پژواکی
کوه وار درهم می شکنیم.
بگذارید تا نغمه ای دیگر ساز کنیم
طرب افزا تر و بسامانتر
نغمه شادی !شادی ای زیبا اختران خدایان
ای دخت حریم قدسیان مدحوش از آذرخش تو ره می یابیم
به بارگاه اهورایی تو ای بارقه افلاکی
سحر و جادوی تو بر می بندد آنچه را گردش ایام ز هم بگسسته
آدمیان به برادری خواهند رسید
آنجا که شهپر لطفت سایه می گستراند سر خوش
سرخوش آنگونه که خورشیدها در صحنه شکوهمند آسمان شناورند
شما نیز ای برادران !در مدار خویش ره پویید
شادان آنسان که شاهد فتح در آغوش پیروزی می جهد
اینک گرد هم درآیید
به خود و به اهل جهان کمال خویش را بوسه دهید
هان ای برادران بر بام خیمه اختران پدری مهربان ماوا گزیده
اینک ای ادمیان به سجده درآیید
و ای جهان جام جهان را دریاب
او را در فراز آسمان بجو که او بر بام اختران منزل گزیده
----------------------------------------------
سال گذشته در گیر و دار کار های دانشگاه و تعلیق انجمن و... ستاره شروع کرد و امسال بعد از کلی اتفاق بعد از کلی انحلال و بگیر و ببند. یه جورایی یه سکوتی حاکمه. در عوض در من غوغاست و بلاتکلیفی. سال بعد چه جوریه؟!!!
وی با تاکید بر اینکه سخنگویی هیچ گاه پست نبوده است گفت : سخنگویی را پیدا کنید در یک دستگاه که مسئولیت دیگری نداشته باشد به عنوان مثال معاون اول قوه قضائیه سخنگوی قوه قضائیه است ، معاون وزیر امور خارجه ، سخنگوی وزارت خارجه است .
وی در پاسخ به این سئوال که آیا بهتر نیست وظیفه سخنگویی را شخص دیگری برعهده گیرد ، گفت : وزارت دادگستری ، عضویت در شورای نگهبان و مسئولیت ستاد قاچاق را هر کسی تحویل بگیرد با کمال میل حمایت می کنم.
وی گفت : من مقصر چند شغله بودنم نیستم ، اگر مجلس رای اعتماد نمی داد به عنوان عضو شورای نگهبان و وزیر دادگستری انتخاب نمی شدم.
وزیر دادگستری خاطر نشان کرد : تا کنون تصور نمی کردم که کار زیاد جرم باشد اما در حال حاضر احساس می کنیم که زیاد کار کردن یک ضد ارزش است.
این هم تصورات وزیر یک مملکت !
--------------------------------------------
روز خبرنگار مبارک
و به آن خبرنگارانی که باالجبار بیکار شده اند چه در شرق و چه در هم میهن هم تبریک می گم و خسته نباشید.
به بهانه مطلب بهنود درباره اینکه باید به احمدی نژاد رای می داد ( که مطلب جالبی بود) و یک مصاحبه از یک نویسنده که مورد شکایت قرار گرفته بود و دیروز هم راجع به درج اون مصاحبه و این که از خصوصیات اخلاقی اون فرد خبر نداشتند عذر خواهی کرده بودند!!
ستار خان ها و باقر خان ها و شیخ فضل الله نوری ها آمده اند و رفته اند ولی هیچ کدام نمی توانند برای منی که امروز در جامعه گام بر می دارم هیچ تصوری از جایی به اسم خانه ملت و یا از مشروطه خواهی ارائه دهند. جامعه ای تهی از این مفاهیم در رشد سهیم بوده است.
چیزی که امروز شاهد آنیم این است که عده ای دانشجوی بی پناه در پشت میله های خاکستری رنگ زندان گرفتارند آنها خانه ملتی نمی بینند که برای شکایت به آن پناه برند آنها هیچ مشروطه خواهی نمی بینند که برای آزادیشان قیام کند. حتی در قبال دیدن وکلای خود با سکوت موجه اند.
ستارخانی که صد و یک سال پیش دست به قیام زد و تبریزی را زیر و رو کرد تصور می کرد بعد از انقلاب مشروطه روزی فرا رسد که برای آزادی دانشجوی دربند 200 میلیون تومان ودیعه بخواهند؟
14 مرداد به عنوان روز همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند نام گرفته و فکر می کنم تلاقی این روز با سالگرد مشروطه به خاطر آرمان مشروطه ای است که هرگز در این کشور تحقق نیافت. آرمانی که امروز از آن چیزی نماند جز نامی در کتاب ها. و رقابتهای انتخاباتی که هر روز فرمایشی تر از روز پیش برگزار می شود. و زندان هایی که پر از زندانیان سیاسی و دانشجویان است. و چماق هایی که هر روز برای ایجاد فشار و سکوت بر جامعه فرود می آیند و طناب های داری که به راحتی برافراشته می شوند.
به دنبال هیچ انقلاب مشروطه دوباره و یا انقلاب دیگری نیستیم من به دنبال هوایی می گردیم که درآنجا نفسی تازه کنیم.
به امید آزادی دانشجویان در بند.
مدتهای زیادی بود که از این جمع ها فاصله داشتم تا اینکه دوباره به خاطر یکسری توقعات مجبور به شرکت در این مراسم شدم. مجلسی زنانه که اصولا عصرها برگزار می شه. با انواع و اقسام کادو ها. فردی کادوها را باز می کرد و بلند برای حاضرین اعلام می کرد فرد دیگری هم به عنوان میرزا بنویس کادوهای دریافتی را ثبت می کرد. سینی هم در اتاق دور تادور گردانده شد برای آنها که پول به عنوان هدیه آوردند و با دقت هرچه تمام تر تمام اسکناسها برای حاضرین شمرده می شد که فلان عمه یا خاله فلان اندازه و توسط کاتب مکتوب می شد . گاهی هم از آن سر اتاق صدایی بلند می شد که بلند تر اعلام کنید ما نمی شنویم.
لابد آن هم برای این که بفهمند فلانی چی می ده که اونا کمتر ندن!!!
یکسری از کادو های با ارزش هم طی تشریفات خاصی دست به دست می گشت تا خیلی خوب بتواند چشم همه را خیره کند!!!
فلسفه و شکل کادو دادن هم عوض شده.دیگه آدما نمی تونند آن طوری که در وسعشونه یا با توجه به احساسات شخصی شون کادو ببرند. در کل دیگه لذتی در کادو دادن برای این آدم بزرگا وجود نداره. فقط یک سری تشریفات و چشم وهم چشمی های مسخره ای که الزام آورند و توقع برانگیز.
همه به همه کار همدیگر کار دارند هیچ کس نمی تونه هر کاری که دوست داره انجام بده.اونقدر چشم های زیادی دنبال حرکات آدم هستند که واقعا تنگی نفس ایجاد می کنند.
خیلی از این حرکات به نظرم در بیکاری و یا عدم وجود یک اشتغال مناسب که بتونه افراد را به خصوص خانم ها را راضی کنه نشات داره.انرژی که باید به یک طریقی تخلیه بشه برای خانم هایی که بیشتر وقتشان در خانه اند و پای تلفن و رقابتی که برای برگزاری مهمانی های رنگارنگ دارند برای تنوع و سرگرمی ناخودآگاه به این شکل تخلیه می شه. و برای کسی هم اصلا به صورت یک معضل اجتماعی نمود نداره!!!
کاش کی کاش کی
داوری داوری داوری
در کار در کار درکار درکار در کار.....
اما داوری آن سوی در نشسته است، بی ردای شوم قاضیان
ذات اش درایت و انصاف
هیات اش زمان
و خاطرات تا جاودان جاوید در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد.
رییس مجلس خبرگان و خطیب جمعه تهران تسلیم خواست ازلی شد.دور گردون کوچک و بزرگ و پر نفوذ و بی نفوذ و با قدرت و بی قدرت نمی شناسد سراغ همه را خواهد گرفت. و وای به روز داروری....
ولی کاش امسال هم مثل پارسال بود.

