نمی دونم چرا یک حس رکود وجود داره. البته شاید مال هوا هم باشه که امسال قصد نداره خیلی پاییز را نشان بده.آبان تمام شده و تازه برگها دارن میریزن.از بادهای هرساله و بارون هم که خبری نیست انگار آسمان هم یادش رفته هر سال چه طور پاییز را می آورده.
پنج شنبه یک پیکنیک خوب رفتیم حیدره اکیپ خوبی بود از همه بهتر هوای خوب و برگهای رنگ و وارنگی که از درختا آویزان بود و یا زیر پا خش خش می کرد.گشت و گذار در باغ ها و طبیعت تو پاییز هم صفای خودش را داره.
-------------------------------------
صحنه های پاییزی حیدره من را یاد نمایشگاه باغ های ایرانی که کار فوق العاده ای بود در موزه هنر های معاصر می انداخت.
اونقدر تو این مملکت جا تنگه که یک مقام مسول در دانشگاه اونم تازه آدمی که توی دانشگاه ماواقعا روشنفکره این حرف را به این راحتی می زنه.
امروز خیلی متاسف شدم نه تنها بابت حرفهای یک مقام سیستم مدیریتی بلکه بابت برگزاری یوم ا... ۱۳ ابان توسط تشکل تازه تاسیس انجمن مستقل که با بیانیه و شعار ها و سرودهای مشابه انجمن اسلامی فضای دانشگاه را گرفته بودند روزگار خوبی نیست رنگ کردن آدما با این وقاهت؟هنوز یک سال از حکم پلمپ در های انجمن نمی گذره که سعی دارن این قدر سریع ذهن های فراموش کار را در فراموشی تعجیل بدن.
هیجان و ناراحتی بچه هایی که برای ندیدن این چیزا از هیچ تلاشی دریغ نکرده بودند اونقدر ناراحت کننده بود که ...
مطمئنم خیلی از آدمایی که امروز معترض بودند تا چهار سال دیگه ایران نخواهند بود اون روز میام و این مسول نهاد را می بینم که از فرار این آدمها چه احساس لذتی داره از این که می بینه اینها همه چیز و علاقه و عرق و دغدغه و وطن و خانواده را می ذارن و می رن چه حسی داره!!!!!
همه چیز فقط نگران کننده است.دانشگاهی که توش حتی نمی تونی نفس بکشی. نشریه ایکه با وجود مجوز اجازه پخش پیدا نمی کنه و دعوت نامه کمیته انضباطی.
و درس هایی که فقط تلنبار شده !!!

