امیدوارم فرشاد دوستی پور و بقیه زندانیان سیاسی به خصوص دانشجویان زندانی به زودی آزاد شوند.
و اکنونی که تو از تمام آن خنده ها فاصله گرفتی و داری می فهمی درد چیه و وقتی می خوای از درد فریاد بکشی ترجیح می د ی این روزا هم کاش فقط مثل روزایی که لای البوم موندن خوب و پر از شادی ثبت می شدند. ولی این روزا فریاد درد مجازات زندان داره فرشاد دوستی پور دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه بوعلی از یک هفته پیش بعد از تجمع دانشگاه تهران در بند است و نسبت به وضعیت اش کلی نگرانی وجود داره.
دارن خیلی سریع با همه کس برخورد می کنند. برای ۸ نفر از بچه های دانشگاه دوباره حکم کمیته انظباطی آمده. و نگرانی های هایی که راجع به این احکام وجود داره. کاش بشه روزی که آلبوم این روزا را ورق میزنیم هم لبخند به لب بیاریم نه از سر تلخی روزگار که از سر کامیابی و زیبایی آن.
افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
فریاد که فریاد رسی پیدا نیست
بس لابه نمودیم و کس آواز نداد
پیداست که در خانه کسی پیدا نیست
ما درس صداقت و صفا می خوانیم
آیین محبت و وفا می دانیم
زین بی هنران سفله ای دل مفروش
کانها همه می روند و ما می نیم.
آخرین ۱۶ آذری که در دانشگاه بودم و دور هشتی روز خوبی بود دلم برای این روز تنگ خواهد شد. استقبال از برنامه آنقدر عالی بود که امیدوارانه همه چیز را به بچه های جدید می سپاریم از این بابت خوشحالم.
به قول یکی از دوستان:
پاینده ایران
از اینکه این حکم برام اومد یه جورایی احساس ناراحتی می کنم چون حس می کنم کاری نکردم که ارزش حکم را داشته باشه. از طرفی هم به خاطر این موضوع روزها هم تعلیق شد که اون هم با سوء تفاهم توقیف توسط بچه ها و پر شدن در و دیوار دانشگاه باعث شد تیتر یک یکی از نشریات بسیج دانشگاه این باشه که روزها توقیف نشد.وکلی راجع به دروغ پراکنی و جو سازی ما در آن نوشته بشه !!!
نمی دونم ...
امشب رفتم بیرون قدم بزنم یک ستاره دیدم که از بالای سرم رد شد نمی دونم شهاب سنگ بود یا چیز دیگه ولی بعیده ستاره دنباله دار باشه چون به نظرم یک شکل دیگه ای است. ولی در هر حال اون را به فال نیک می گیرم هر چند که مدتهاست بی خیال فال نیک شدم.
حالا هم که مشکل جدید...
کاش در ادامه لااقل قدرت خودم را در برخورد با مسایل بیشتر کنم.
از این ضعف خودم بیزارم هیچی ندارم که بگم هیچی.
کارم شده سکوت و سکوت و... یکدفعه انفجار که هرچی سکوت کردم را بر باد می ده.
------------------------------------
امشب یک تلفن از یک دوست عزیز داشتم که نتونستم جوابش را بدم. دوستی که تولد من را فراموش نکرده و هر سال یادم می کنه.
یک سال دیگه پر از تحول و دغدغه جدید و در کل آغاز زندگی جدید.

