تبليغاتX
ستاره
چهارشنبه 1387/07/17

نتیجه تکمیل ظرفیت دانشگاه آزاد آمد.خودم علاقه ای برای دیدنش نداشتم ولی خوب برادرم کلی اصرار و تلفن بالاخره شماره داوطلبیم را دادم تا خودش خیالش راحت بشه.آره جمهوری اسلامی لطف کرد و من را به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد اون هم در دانشگاه آزاد پذیرفت.این طوری رفتن برام سخته یعنی نامردیه وقتی هم که دیدم هستند از دوستام که این اجازه بهشون داده نشده بیشتر دلم سوخت.کاش حالا که منت گذاشتند رو سر همه با هم می ذاشتند و عده ای را محروم نمی کردند.خیلی زور داره دم از احقاق حق بزنی و به این راحتی حقت را ضایع کنند و تازه با کلی منت و حواشی بهت بدن.به قول مرتضی کاظمیان این روزا اینقدر ضایع شدن حق دیدیم که برامون به یک امر عادی تبدیل شده که ازش حتی حوصله امون نمی یاد بد بگیم اگرم بگیم کسی حال و حوصله شنیدنش را نداره.یه جورایی تبدیل به فیلم هندی و کلیشه شده.البته فیلم هندی هم یه رقص و ماجرای عشقولانه داره که آدم را بذاره سر کار ولی این مساله نه الحمدلله.دیروز یه بحثی بود که تو این مملکت آدم را مجبور می کنن رشوه بده و رشوه بگیره.واقعا تو این مملکت آدم را مجبور می کنن بر خلاف میل و وجدانش عمل کنه.خیلی بده.یه تئوری دست نامرئی  آدام اسمیت تو اقتصاد داریم که هر کس باید خودش کار صحیح انجام بده و این امرباعث می شه جامعه ناخودآگاه روند صحیحی را پیش بگیره.ولی من به نقص این تئوری پی بردم چون فاصله فرسخی بین عملکرد ما و روند کلی جامعه امون وجود داره.جامعه ای که یک در تنگ و باریک را به روت باز می ذاره و می گه انتخاب دیگه ای نداره ای همینه که هست.یا باید مثل آدمای دیگه دغدغه ات را فراموش می کردی یا حقوق دیگه ات را فراموش کن.

نوشته شده توسط ستاره در 12:21 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1387/07/16

داشت می گفت دلت را به دانشگاه آزاد خوش نکن اونجا درس خوندن فایده نداره درست و حسابی بچسب تا شاید امسال بتونی تهران قبول شی.گفتم انگیزه ندارم.بمانیم که نپرسید چرا؟ولی من دلیلش را می گم انگیزه ندارم چون نمی دونم زحمت بکشم نتیجه اش چی می شه؟آیا مثل پارسال قراره باهام برخورد بشه یا بهتر یا بدتر؟با شرایطی که به وجود آمده امسال اگرم قبول شم دوست ندارم برم ولی آینده قابل پیش بینی نیست!انگیزه ندارم چون تو موقعیت احساسی هم که قرار گرفتم ذهنم مشغوله و خودش برام یه ترمز به حساب میاد.ولی اینا را بهش نگفتم چون نپرسید شایدم برا ش مهم نبود.تنها چیزی که می شه تو این روزا از من دید اینه که قراره درس بخونم.برای اونی که می بینه هیچ چیز پیش نمیره عذاب آوره و برا منی که سردرگمم عذاب آورتر!

 

نوشته شده توسط ستاره در 12:20 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1387/07/15
دعوت
آخرین فیلمی که رفتم سینما دیدم روز سوم بود که با وجودی که از جشنواره های مختلف جایزه هم گرفته بود من را از سینما رفتن پشیمون کرد.فیلمی بود که تا دو سه روز متاسفم کرد که واقعا تو این مملکت باید به این فیلم بگن بهترین فیلم در حال اکران و خلاصه با اون بازی ها و کارگردانی از اوضاع سینما ی ایران خیلی متاسف شدم .می تونم بگم تو سه چهار سال اخیر غیر از آخرین فیلم رسول ملاقلی پوربا دیدن فیلم دعوت راحت تر برای دیگران تعریف کردم که رفتم سینما. دعوت فیلم جدید ابراهیم حاتمی کیا و اگر اشتباه نکنم اولین تجربه او در ساختن فیلم سینمایی خارج از فضای جنگ.حاتمی کیا کارگردانی که تا به امروز به جرات می تونم بگم هر فیلمی که ازش دیدم تبدیل به خاطره شده و گیرا بوده.و در عین حال مسایل جامعه همیشه تو فیلماش مطرح بوده در کل یک دغدغه اجتماعی از خودش بروز می ده و این خصوصیت این کارگردان را واقع بین نشان می ده.شاید بتوان گفت این فیلم تقلید ناقصی از ده کیارستمی و دایره جفر پناهی است به خاطر اینکه دو محور واحد داره و یک مورد مشابه که واکنش آدمای مختلف با شرایط متفاوت را به تصویر می کشه.تصویری که غالبا از تماس تلفنی یک آزمایشگاه شروع می شه و در مطب یک دکتر سونوگراف قوت می گیره و در مطب فکر کنم اسمش ماما باشه اوج می گیره.تقلید ناقصی است چون به نظرم شفافیت روایت دو فیلم ذکر شده را نداره و در بر خی به قول من پرده ها یا قسمت ها از واقعیت دور شده و واقعا یک داستان را روایت کرده.

فیلم دعوت هم از یک جنگ صحبت می کنه جنگی که ممکنه توی خونه خیلی ها رخ بده و واکنش هایی که به تصویر کشیده شده همون چیزایی است ممکنه تو جامعه باهاش در تماس باشیم.حساسیت ها و نگرانی ها و بی توجهی هایی که تو خصوصی ترین رابطه افراد ممکنه رخ بده و ثمره ای که ایجاد می کنه و غافلگیری را در پی داره.فیلم محوریت زنانه داره و از مساله ای به نام سقط جنین صحبت می کنه.و نزاع زنایی را نشون می ده که اجبارا متحمل این بار شده اند و الان می خوان امری را که نا خواسته برشون تحمیل شده و موقعیت کاری و اجتماعی و زندگی شون را تحت الشعاع قرار می ده را زمین بذارن و از پذیرفتنش شانه خالی کنند.شاید هم درست نباشه بگم شوانه خالی کنند بهتره بگم زیر بار این اجبار نرن اجباری که زنا را اونقدر تحت فشار قرار می ده که چند بار این دیالوگ را با حسرت بیان می کنند و رو به طرف مردشون می گنند شما که آزادید. و این امر سبب می شه اونا سلامتی خودشون را به خطر بندازند و برن زیر دست جراج.و از زنایی می گه که این اجبار براشون به موهبتی تبدیل شده که خودشون را به آب و آتیش می زنند که حفظش کنند.پرده هایی که حاتمی کیا به تصویر کشیده جدای از قضاوت تخصصی در مورد بازی و فیلم برداری و نحوه کارگردانی که خیلی در تخصص من نیست و صرفا به عنوان یک بیننده عام می تونم راجع به اونا نظر بدم تصویری است از جامعه امروز ما و از همه جالبتر که تو این تصویر و رابطه مساله ای که در جامعه ما وجود داره و متاسفانه روز به روز هم داره شایع تر می شه مساله خیانت و چند همسری است  فراموش نشده و به تصویر کشیده شده از6 رابطه مختلفی که نشون داده.دو تا از رابطه هاش در مورد خیانت است،  و مساله سقط جنین که اصل ماجرا است را در این نوع روابط بیان می کنه و به نظرم اگر مقیاسی را در نظر بگیریم عدد 6 به 2 می تونه نسبت عادلانه ای باشه برای وجود چنین روابطی در جامعه ما که البته جای تاسف داره ولی مهم اینه که چنین مساله ای به تصویر کشیده شده.

حاتمی کیا نشون داده که کودکی در حال متولد شدن است و هدیه ای است که نباید جلوی به دنیا آمدنش را گرفت و تو هیچ کدوم از صحنه های فیلمش هیچکدوم از نقش ها موفق نمی شن جلوی این دعوت را بگیرن.ولیکن مستله سقط جنین باز هم ورای تصاویر حاتمی کیاست و به نظرم نگاه حاتمی کیا نمی تونه همه قضیه باشه.نمی دونم شاید اگه واضح تر بگم این باشه گاهی این پس دادن دعوت فکر بدی نیست دعوتی که به خاطر بی توجهی و بی دقتی یک طرف رابطه رخ داده.و درسته که تو این فیلم اکثر غریب به اتفاق همون طرف رابطه از این اتفاق شاد می شن ولی اتفاق می افته که هیچ کدوم از این سهل انگاری راضی به نظر نمی رسن و توان پرداخت هزینه اش را ندارن.اون موقع هم می شه گفت دعوت؟اصلا اون موقع باید چی کار کرد؟

به نظرم تصمیم گیری در مورد جنین تا درصد زیادی باید بر عهده زن باشه چون اونه که قراره نه ماه از گوشت و استخوان و جون و عمر خودش مایه بذاره تا کودکی متولد بشه و بعدش هم اونه که می بایست انرژی و نیرو بذاره واسه پرورش و تغذیه کودک.و تا وقتی که مادر آمادگی نداشته باشه تحمیل این امر بهش خلاف اخلاقه!

تو بیشتر پرده های فیلم خودخواهی مردها در این مورد به چشم می خوره.چون براشون شیرین و دوست داشتنیه که یک موجود کوچولو را تو زندگیشون ببینند و بقیه اش براشون مهم نیست .حتی تومورد اخر هم که مرده سعی داره از شر جنین خلاص بشه باز هم به خاطر خودشه که اصرار داره.چون بر ملا شدن موضوع باعث می شه آبرو و زندگی و کلا همه چیزش به خطر بیافته.آدمی که خودش در به وجود امدن این مساله سهم مهم و بیشتری داره حق نداره به تنهایی و آرامش خودش فقط فکر کنه.

توی مردای فیلم فقط نقش رضا بابک برام توجیه داشت و نوع رفتارش به نظرم خودخواهی نیامد و از طرفی تقابلش با جامعه هم قابل احترام بود.ناگفته نماند که طرف مقابلش گوهر خیراندیش به نظرم بهترین گزینه ای بوده که واسه این نقش انتخاب شده و ایفای نقش خوبی داشت.

در کل فیلمی است که ارزش دیدن داره.

نوشته شده توسط ستاره در 11:55 | | لینک به این مطلب
" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="80" height="44">