تبليغاتX
ستاره
پنجشنبه 1387/09/21
بلاگر پنگوئن دیروز صبح در مقابل منزلش سوار بر دوچرخه با لیستی بلند بالا برای خرید میهمانی شب دستگیر شده و چشم بسته راهی زندان.

با اطلاعات به دست آمده فقط به دلیل وبلاگ نویسی دستگیر شده و صبح امروز قرار بر تشکیل دادگاه است.

من نمی دونم تازگی ها دیگه آدرس جدید پنگوئن را ندارم و چند وقتیه که بهش سر نزدم دلیل گرفتنش مشخص نیست که دقیقا راجع به کدام مطلب بوده.تنها چیزی که معلومه اینه که جوانی بیست و یک ساله که لنگه اش کم پیدا می شه دیشب را به دلیلی واهی در کنار خانواده اش به صبح نرسونده.برای آزادی اش دعا کنید.امین معصومی دانشجوی عمران دانشگاه آزاد حتی مجال یک فعالیت دانشجویی هم نداشته که فرض شود یک فعال رادیکال دانشجویی بوده.

به بند کشیدن یک جوان پاک و معصوم به بند کشیدن خوبی هایی است که شاید بشه تو این جامعه کثیف و بی در و پیکر دید.

وبلاگ نوشتن جرم نیست.حرف زدن جرم نیست اندیشیدن جرم نیست.رهایش کنید.

------

تو این مملکت اگه بخوای سالم باشی و پاک زود ردت را می گیرن و به جرم سلامت به آلوده ترین جای شهر می برننت.دلم می سوزه برا این همه مایی که به زندگی تو این خفقان می گیم زندگی.

نوشته شده توسط ستاره در 9:16 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1387/09/05
  • ۵ آذر متعلق به منه یعنی نسبت بهش تعلق خاصی دارم این روز به دنیا اومدم و همیشه یه سری از آدما این روز را بم تبریک می گن.پایه ترین آدمی که همیشه از بچگی بهم زنگ می زده و تبریک می گفته و گاهی هم بایه هدیه خیلی کوچولو و یا کیک تولد میامده خونمون عمه ام بوده و همیشه منتظرم روز تولد عمه بهم زنگ بزنه.چهار سالی هم که همدان بودم هر سال بهم زنگ می زد.ولی امسال ایران نیست و فکر کنم سرش خیلی شلوغه چون تولد داداشم را هم فراموش کرد.در کل یکی از هیجانهای این روز حرف زدن با عمه است.امیدوارم همیشه سالم و شاد باشه که بودنش دلگرمیه.هیچ چیزم نشه که جسم اون را از این مملکت که می دونم خیلی دوسش داره جدا کنه.حتی اگه پاره تن اش باشه.
  • ----------------
  • چهار سال گذشته این روز را تو جمع دوستام گذروندم و هر سال فراموش نشدنی تر از سال گذشته با کلی عکس و خاطره و امسال برگشتم به خانواده..
  • شاید یه نکته :بعضی ها فقط فکر می کنند باید کادو بدن ولی به نظرم اشتباهه یه نامه یه کارت تبریک ایجاد یه خاطره یه عکس تبدیل اون شب به این بهانه به شبی قشنگ است که مهم است نه کادویی که مثل امانتی با عجله حتی بدون کادو بدستت می رسه اونم از کسی که توقع دیگه ای ازش داشتی.اونم یه جورایی توقع احساسی!!
  • و در آخر تشکر خیلی زیاد از دوستایی که لطف کردن و با اس ام اس و تماس یادم کردند.از نوایی که از کرمانشاه آمد تا ملیحه ای که سال دیگه اصفهانه.همه و همه لطف کردن ممنون.

 

نوشته شده توسط ستاره در 19:13 | | لینک به این مطلب
" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="80" height="44">