یک نیست بگه چه فایده بری نماز بخونی؟تو که دائم دروغ می گی زیر قولات می زنی واسه حرفات یه پاپاسی ارزش قائل نیستی زندگی یه نفر را به بازی گرفتی به آدما توهین می کنی غیبت می کنی به بدترین نام اطرافیان را می خوانی وظیفه ات در قبال جامعه را ندید می گیری.فکر می کنی همه غلام حلقه به گوش تو اند.از دیگران به دل می گیری و خودت واسه دیگران کاری نمی کنی.حق الناس را یادت رفته.مگه خدایی که واسش نماز می خونی حق الناس را از حق خودش بالاتر ندونسته؟تو به چیش نماز می خونی؟
نماز می خونی که تو اداره و محیط کار بگن آره اینم نماز خونه؟
یا نماز می خونی که چیز یاد بگیری و انسان باشی؟
-----
دائم می نازه به خانواده ای که بار هیچکی پهن هم نمی کنن!!!
اینم نازیدن داره؟اینکه آدم تافته جدا بافته بشه و به همه کس و ناکس بدبین؟این که آدم تو دو روز دنیا به بهانه های مسخره از دیگران دوری کنه اینا افتخاره؟
اینکه این دور هم بودنا این احترام به هم گذاشتن ها این رفتن ها و اومدن ها خودشون یه درسن خودشون یه زندگی ان بی اینا معنا نداریم بی اینا هویت نداریم. بی اینا یه جامعه هم نمی شه تشکیل بدیم.
ایرانی ها افتخارشون به باهم بودنه به دوستی هاست و به غرابت های خانوادگی است.این یک فرهنگ حرف امروز و دیروز نیست.حالا بیا به بهانه درس یا تلوزیون یا کار یا تافته جدا بافته بودن تو تخریب این فرهنگ خوب سهیم باش.
می تونی خودت را با شرایط وفق بدی می تونی فیلم ببینی می تونی درس بخونی می تونی بری بیای می تونی کار کنی می تونی دل کسی را نشکنی کمی برنامه ریزی می خواد.تویی که ادعات می شه چرا این کار را نمی کنی؟این کار را بکن به خاطر خودت نه کس دیگه!!!
----
بدون این افتخاره که بعد از سالها این توان را داشته باشی تو روی کسی که بت تف سر بالا انداخته نگاه کنی و بهش پشت نکنی.
بدون آدم های بزرگ اونقدر کم اند که من و تو حق نداریم خودمون را جزوشون حس کنیم.بدون بزرگی به حل شدن بین آدماست.نه لباس و...
بزرگی به وفای به عهد است هر چند الان پشیمون باشی.
بزرگی به حفظ آبروی آدماست.بزرگی به دیدن خوبی هاست.بزرگی به بوسه گرمی است که سالها می تونه جاش بمونه.بزرگی به بی منت کردن است. بزرگی به مدیریت است.بزرگی به اخلاق است.بزرگی به اینه که در عین تفاوت بتونی در کنا ردیگران نقش مثبت بازی کنی.بزرگی به بخشش است.بزرگی به فداکاری است.بزرگی به ترجیح دیگران بر خود است.بزرگی به خود است نه خاله و دایی و عمه و عمو.بزرگی به منش بزرگ آدم است. بزرگی به فکر مستقل آدم است.بزرگی به شهامت است.بزرگی به تلاش برای تجربه است.بزرگی به اینه که وقتی دو کلاس سواد یاد می گیری بتونی بین ۴ تا آدم بی سواد زندگی کنی و فخر نفروشی و خودت را برتر از آنها ندونی.بزرگی به اینه که اگه تو درس خونده ای و ادعات می شه هم مشربت کتابه یادت نره که آدمی و باید به هم مشربی با اونا هم بپردازی حتی اگه قد تو سواد ندارن. بزرگی به بزرگ دیدن آدماست.بزرگی به ایناست. حالا آدم بزرگی هستی؟اون خانواده ای که بش می نازی بزرگ هست؟
بيا به حال بشر هاي هاي گريه كنيم
كه با برادر خود هم نمي تواند زيست
چنين خجسته وجودي كجا تواند ماند ؟
چنين گسسته عناني كجا تواند رفت؟
صداي غرش تيري دهد جواب مرا :
به كوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
ولی خوب به دلیل پیری زودرس قبل از اینکه کپی اش کنم تا بذارمش تو بلاگفا پاکش کردم و هیچی اون همه که نوشته بودم بر باد رفت.
ولی سایتا را که نگاه می کنم و به حرفای میر حسین فکر می کنم واقعا تردید می کنم که آیا این آدم حضورش می تونه اندکی فضا را باز کنه؟
آیا دانشجو ها می تونن تو دوره میر حسین مطالباتشون را پیگیری کنند؟این نظر جدیدش در مورد بومی سازی جنسیتی که نه تنها مبهم است بلکه این سائبه را به ذهن میاره که نظر منفی هم در قبال این مساله نداره.وقتی جواب می ده که اگر بتونه مشکل را حل کنه چیز خوبیه ُبه نظرم نگران کننده است.
از طرفی یه جورایی به مدیریت میر حسین و اقتدارش تو این زمینه می شه اطمینان کرد.و اینکه به راحتی بی گدار به آب نزنه.
ولی وقتی می بینم کروبی هم مرد عمله و واقعا تو این فضای بسته تنها کسی است که علنا خودش را با افتخار اصلاح طلب می نامه و از دانشجوها حمایت می کنه و این چند وقته هم تا تونسته موضع خودش را در این گونه موارد البته به روش خودش حفظ کرده می مونم که واقعا باید چی کار کرد؟
تنها چیزی که می دونم و با تمام وجودم حسش کردم اینه که به فضای باز نیاز داریم حالا میر حسین می تونه اون را به ارمغان بیاره یا کروبی؟
و یا اجماع این دو نفر حالا یا کروبی به نفع میر حسین یا برعکس؟
زنان هم دو ماه مانده به انتخابات اجازه کاندیداتوری پیدا کردند.
------
قسمتی از پست خورشید خانومه که وقتی خوندمش گفتم خوش به حالش اگه به این حس رسیده!
----
به نظرم کسی خوشبختی واقعی را پیدا می کنه که در آغوشی که قرار می گیره فقط برای اون باز شده باشه.یعنی آدمی باشه که آغوشش را برای کسی باز کنه ولی خودش توش نفع نبره.یعنی آغوشش بشه یه آرامگاه برای اونی که بش پناه می بره.
----
خوشبخت کسیه که این تجربه را حس نکنه وقتی دستش را به اشتیاق و به التماس سمت اونی که واسه زندگیش در نظر گرفته دراز می کنه.طرف بزنش کنار و بگه الان وقتش نیست!!!زشته!!!

