«ان الله یامرکم ان تودو الامانات الی اهل ها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل»
فرمان خداوند است که امانت را به اهلش بسپارید و داوری به عدالت کنید.
انتخاب رئیس قوه مجریه نزدیک است و دانشجویان هم چون آحاد دیگر مردم حق، بلکه تکلیف دارند که در این مسابقه عظیم شرکت ورزند و وام خود را به عدالت بگذارند و امانت رای را به اهلش بسپارند.
گریختن از این مسابقه شرط خرد نیست، چرا که کار را به بی خردان وا نهادن است. همه نیک می دانیم که دایره و قاعده بازی را چنان تنگ گرفته اند که جز معدودی توان و مجال بازیگری ندارند و:
نیزه بازی اندر این گوهای تنگ
نیزه بازان را همی آرد به ننگ
با این همه در این گذرگاه تنگِ عافیت، جریده نمی باید رفت، و در این بازی بزرگ به تماشا نمی توان نشست. لذا گزینش باید کرد و کسی را باید برگزید که کاری می کند اما نه بهترین یا بزرگ ترین کار را، وعده می دهد اما نه وعده های بزرگ و چراغ می افروزد اما نه چراغ آفتاب. وعده های سیل آسا و آبیاری قطره چکانی؟ سخاوت در سخن و خسّت در عمل؟ هیچکدام. بل جویی و آب روانی، شمعی و شعله لرزانی تا شمع های دیگر یک یک فروزان شوند و جوی های دیگر یک یک روان.
کسی را برگزینید که نه سفاهت می پرورد و نه خرافه می گسترد. نه جلوه می فروشد و نه عشوه می خرد. کم می گوید اما راست می گوید، گام کوچک بر می دارد اما استوار بر می دارد. از عمل سیراب می شود نه از خطابه. پاسبان آزادی است نه فقط عاشق آن و اهل عدالت ورزی است نه عدالت سرایی. از او بخواهید نه فرهنگ بسازد و نه تئوری بپردازد، بل پاسبانی کند تا دیگران باغبانی کنند. با دشمنان مدارا کند و با دوستان مروت. با مخالفان کرم ورزد و با موافقان عدالت. نقد را که تقوای سیاست است برتابد و نقادان را برتر از مُنقادان بنشاند. جوانی و زیبایی را گناه نداند و نشاط و عیش و تنعم را عین عبادت بشمارد. از او یک وعده و صد وفا بخواهید، نه صد وعده و نیم وفا. از طلب آزادی کوتاه نیایید که همه فضیلت ها در اوست و از فساد قَضا غافل نشوید که همه مصیبت ها از اوست.
همت پاکان دو عالم و بخشایش ارواح مکرّم با شما باد.
عبدالکریم سروش
مریلند
اردیبهشت ۱۳۸۸
---
به نقل از سایت امیرکبیر
انتخاب خیلی سخت است این روزا تو فضایی که اعتماد وجود نداره و تنها چیزی که می خوایم اینه که بیشتر از این حذف نشیم.و اقلا مدتی شیب این سقوط کاهش پیدا کنه قرار داریم.
در این میان فکر می کنم اکثریت قریب به اتفاق لزوم رای دادن را درک می کنن . از طرفی نیاز به تغییر هم قابل مشاهده است. برای تغیییر هم به ناچار مواجه ایم با دو گزینه کروبی و میر حسین.که بین این دونفر هم انتخاب بد و بدتر سخت است.
تجربه ای به من کمک کرد تا راحتتر تصمیم بگیرم.
حضور در جلسات پرسش و پاسخ این دونفر یکی در دانشگاه سراسری و دیگری در دانشگاه آزاد.یکی در سالن 200 نفره و دیگری درورزشگاه شاید 1000 نفره.
کروبی:
-سالن 200 نفره مملو از جمعیت است.و تک و توک در نقاط مختلف سالن افرادی هستند که عکس کروبی را بالا نگاه داشتند.جمعیت موجود در سالن بیشتر دانشجو هستند.یا لااقل این طور به چشم می آمد.
- روی سن تنها یک بنرمتوسط از کروبی در گوشه ای تکیه داده شده بود.
- کلیپی قبل از حضور کروبی توسط بچه های انجمن اسلای تهیه شده بود که پخش شد.بعد از کلیپ هم عکس دانشجویان زندانی تا آخر برنامه روی پرده افتاده بود.
- کروبی با نیم ساعت تاخیر وارد سالن شد
- تعدادی محافظ اون را همراهی می کردند و از بین دختر ها راهی باز شد تا به بتونه به سن برسه.
- مجری برنامه کروبی بالجبار از ستادش انتخاب شده بود که مجری حضور غیر دانشجویی اش را به دلیل مخالفت دانشگاه با دانشجو و موضع گیری های هدفمند دانشگاه نسبت به انجمن اعلام کرد.
- کروبی از جمعیت به دلیل تاخیرش عذر خواست و کمتر از ده دقیقه صحبت کرد.
- باقی برنامه طبق برنامه ریزی انجمن دانشگاه پرسش و پاسخ بود.
- یکی ا زاعضای انجمن نام اشخاصی را که برای پرسش ثبت نام کرده بودن پشت تریبون صدا می زد.
- حدود یک ساعت و نیم حضور کروبی در سالن بیست نفر سوال شفاهی پرسیدند.البته دو یا سه نفر هم با سر و صدا وبی نوبت با پا در میانی کروبی رفتد پشت تریبون تا سوال خودشون را مودبانه بپرسند.
- کروبی با صداقت تمام به تک تک سوالات و توجه به جزییات پاسخ داد.حتی اون جایی که ازا نتخابات گذشته ازش پرسیدند و انکه موضع گیریش در قبال معین چی بود هم صادقانه جواب داد و در آخرگفت درسته من لر هستم ولی لر پیچیده ای هستم شما به این راحتی نمی تونید بین دو تا رفیق را به هم بزنید!
- کروبی صادق بود چون اونجایی که واقعا در توانش نبود می گفت نمی دونم .یا من نمی تونم .چرا بی خودی بگم.
- بعد از مراسم هم بچه ها دورو بر سن جمع شدند و شروع کردند به پرسش خصوصی از کروبی.و کروبی به تدریج در میان جمعیت به سمت دفتر انجمن اسلامی هدایت شد.
- در دفتر انجمن حدود بیست دقیقه با بچه های دانشگاه جلسه خصوصی گذاشت و از بچه ها خواست که باهاش عکس یادگاری بگیرن.
- به دلیل وقت کم و برنامه شلوغش هم مجبور بود در میان جمعیتی که پر از سوال بودند و نمی دونست جواب کی را بده دانشگاه را ترک کنه اما مشاورش آقای سیدزاده خودش را موظف دونست تا بمونه و سوالات را بی جواب نذاره.
- دور و بر کروبی آدم بادمجون دور قابچین زیاد بود که خوب از اطرافیانش خیلی خوشم نیامد.
میر حسین موسوی:
- یک ساعت قبل از شروع مراسم از ستادش کلی آدم با پرچم و پلاکارد سبز وارد دانشگاه آزاد شدند و خیلی رمانتیک یار دبستانی می خواندند. و پیش می آمدند.
- سالن شلوغ شده بود و به دلیل تبلیغات گسترده بچه های آزاد ویا ستادش در سطح شهر و ... کلی جمعیت آمده بود.ستاد هم که حسابی آماده بود تا تونست با نماد ها ی خودش سالن را ساپورت کرد وکسی را بی یهره نذاشت.بیش از 100 نفر هم از طرف دانشگاه و هم از طرف ستاد انتظامات نام گرفته بودند که خودشون کلی مخل آرامش بودند.
- کلا ستاد با نامردی تمام سعی کرده بود با زد و بند هایی که با مسولین منفعل دانشگاه آزاد داشت برنامه را مدیریت کنه و برنامه از یک برنامه دانشجویی تبدیل شد به برنامه ای مشترک ازمدیریت دانشگاه آزاد و ستاد نامرتب میرحسین.
- دانشگاه آزاد هم که تا حالا چنین تجربه ای را لمس نکرده بود از صبح تمام روسای دانشگاهش و تمام مدیریت ها ی مختلفش را واسه نظم دادن به سالن آورده بود.و دانشجوی بیچاره واسه هر نوشته و هر تغییر دکوراسیونی در سالن با توپ و تشر مسولیت ترسو ی حاضر در سالن مواجه می شد.
- خلاصه دو تا سبد گل جلوی سن قرار داشت به چه بزرگی که مطمئنم دانشجو ها پول خریدش را نداشتند.از طرف کی و کجا بود بمامد.
- بنر تبلیغاتی به چه بزرگی پشت سر میر حسین،و کلیپ ها ی تبلیغاتی که از طرف ستادش آماده شده بود.
- سالن پر از نیروهای اورژانس و هلال احمر شد آن هم به این بهمونه که حضور این افراد لازمه هر سخنرانی است..
- میرحسین در میان شاید 15 محافظ با یک ساعت تاخیر وارد سالن شد که البته در میان محافظان هم روسای دانشکده ها به چشم می خوردند.(یک مدل پاچه خواری اونم از نوع بی پرستیژش!!)
- که تاخیرش هم به خاطر مراسم با آب و تاب و قربانی گوسفند در جلوی قدوم مبارک بود.
- در ابتدای مراسم مجری که یکی از دانشجویان بود و با کلی زور و رو و آبرو تونست این پست را از ستاد غصب کنه که غاصب اصلی این برنامه مثلا دانشجویی بود. بعد از قرآن از رییس دانشگاه که از طرف ستاد دعوت شده بود تا در اون لحظاتی که حق دانشجوها بود بیاد صحبت کنه.بعد از ده دقیقه پاچه خواری و حرف مفت و تمجید های معروف از دانشگاه آزاد نوبت به یک نماینده از اساتید رسید که بعدا معلوم شد از کله گنده ها ی ستادش است.اومد و از مدح و ثنا گفت و گفت تا بیست دقیقه نا قابل گذشت.
- نوبت به دانشجوها ی فلک زده رسید 5 یا 6 نفر از دانشجوها رفتند پشت تریبون که هر کدام 3 دقیقه زمان داشتند.
- میرحسین هم طبق معمول سوالهایی را که باید جواب می دادو تاکید شد بر جواب صریح به اونها نشنیده گرفت و به راحتی جوابهای پرت و پلا می داد و اعضای ستادش هم اونجا بودند تا نذارن زمان بی خودی بگذره و سوت و کف و شعارو...
- خلاصه سه چهارتا هم سوال کتبی پرسیده شد که مهمترینش به معرفی خانواده گمنام میرحسین ختم شد.
- در بین جمعیت هم همه جور آدمی پیدا می شد به خصوص بسیجی ها.من که بین دخترها بودم دیدم گوشه و کنار مقوا های نوشته شده را بالا گرفته بودند.خیلی آروم و همگی خطاب به میرحسین.که یکدفعه دیدم یکی از آقایون یعنی مسول انتظامات ستاد حمله آوردوسط دخترا که حسابی تنگا تنگ هم قرار گرفته بودند وبه یکی از این دختر بسیجی های بیچاره تشر زد که بیارش پایین دختره نیاورد اونم که ماشالا غول بیابونی، مقوا را گرفت و مچاله کرد و پرت کرد کناری وبه سمت نفر بعد رفت و مقوای دستش را به بی ادبانه ترین شکل ازش گرفت و پاره کرد.(یک عمل کاملا فاشیستی!)
- کاشف به عمل اومد که واسه یک دست شدن سالن و اینکه عکساشون قشنگ باشه که نکنه گروه عکاساشون عکس یه مخالف را هم بیندازه این کار را کردند.
- در آخر هم تصمیم گرفتن که بچه های ستاد برن سرپا بایستند روی صندلی ها و عکس میرحسین که مثل نقل و نبات تو دست ها پیدا می شد را بالا بگیرن تا اون اقلیت موجود در سالن پیدا نشن.
- راس ساعتی که قرار بود برنامه تمام بشه صدای یار دبستانی تو سالن پخش شد و میر حسینی که قرار بود بایسته تا با بچه ها هم خوانی کنه در میان محافظ هاش که حال دو برابر شده بود از مسیری که با داربست براش درست کرده بودند تا از بین جمعیت رد نشه از در پشتی سالن خارج شد.
- و بعد از اون هم مستقیم به دفتر رییس دانشگاه رفت و یک ساعتی مهمان اون بود و بعدش هم در برنامه بعدیش یک ساعت و نیم تاخیر داشت.
-----
پ.ن:راستش به دلیل اشتغال به تحصیل در دانشگاه آزاد و به خاطر اینکه تو یه برناه دانشجویی شرکت کنم رفتم کمک انجمن دانشگاه(یه انجمنی شبیه انجمن اسلامی).راجع به هر چی حرف می زدیم می گفتن نه نمی شه برنامه آقای موسوی از تهران ریخته شده نمی شه.ستادش برنامه را به نظرم به بدترین و ناجوانمردانه ترین شکل ممکن اداره کرد.اون از اونجایی که برنامه قرار بود با مسولیت انجمن برگزار بشه و خودشون شدن همه کاره برگزاری مراسم اونم از اونجایی که سر خود بدون اجازه بچه های انجمن از رییس داشگاه و ا ون استاد که از نظرم آدم فرصت طلبی بود و حتی از اساتید دانشگاه آزاد هم نبود دعوت کرده بود و بهشون تایم داده بود.اونم از اینکه نسبت به دیر آمدن میر حسین به سالن پاسخ گو نبود و اینکه تمام سعی خودشون را کردند که سوالات شفاهی را قبل از مطرح شدن بررسی کنند.و اون هم از اون برخورد بی اخلاقانه اشون با بچه های بسیج(من داعیه دار بسیج نیستم ،ولی معتقدم یک چنین فضایی و جلسه ای جلسه حزبی نیست که حضور مخالف را برنتابه و حس کنه مخالف میخواد کارشکنی کنه.جنین جلساتی جای مطرح شدن همه نظرات است تا ابهامات برطرف بشه)چه مواقعی که پلاکارد هاشون را پایین میکشیدن،چه موقعی که در پاسخ به پشت تریبون رفتن اون بسیجی بدون اینکه حتی اجازه بدن حرفش را بزنه فریاد برآمد که بسیجی برو گمشو!البته خوشم اومد اونم خوب جواب داد رو کرد به میرحسین که این آدما که الان این طور می گن همین الان برای اینکه کنار دستی خودشون را اذیت کنن عکس شما را پاره می کنن و می ندازن سمت هم.
میرحسین که اطرفیانش یکی از دلایل نقد بهش محسوب می شه.اطرافیانی که تندرو ترین اصولگرایان را شامل می شن چرا باید در جلسه سخنرانیش اونم تو دانشگاه چنین اتفاقایی بیافته؟
و چرا بایستی این همه امنیتی برخورد کنند؟مگر ما جز دانشجو چیز دیگری بودیم؟مگر قرار بود سالن منفجر بشه که اون همه اورژانس تو سالن قابل رویت بود؟و مگر قرار نبود او طبق وجدان خود ابهامات رابی پاسخ نگذارد؟و مگر قرار نیست میرحسین در این سخنرانی ها جو عمومی جامعه را بررسی کند؟اگر امروز به ابهامات موجود در ذهن من پاسخ نگوید فردا را چه اطمینانی است که حضور من را که سرتاسرسوالم تحمل نماید؟شخصی که اندکی سختی به خود راه نداد تا شفاف سازی نماید!!
توی برنامه کروبی که خوب به عنوان یک مهمان شرکت داشتم نه یک میزبان،هرگز احساس نکردم که برنامه یک برنامه تبلیغاتی است.کروبی واقعا تلاش می کرد که شفاف سازی نماید.و هرگز احساس نکردم اتوبوسی آدم از طرف ستاد کروبی به سالن آمده باشد.و هرگز دانشجویی که رفت پشت تریبون بدون نوبت و واقعا هم چرت و پرت گفت تا زمان یکه به میان جمعیت نرفته بود و در میان جمعیت برای به هم زدن مراسم دادو فریاد راه نیانداخته بود با فریاد بسیجی برو بیرون مواجه نشد.
برنامه کروبی هم نقد داشت مثلا اینکه می تونستند یاردبستانی پخش کنند یا نمی دونم به خاطر تاخیر کروبی برنامه را طولانی تر کنن.که خداییش وقتی این مساله را به یکی از مسولین ستادش مطرح کردم لفظا رفت پشت تریبون و این درخواست را عنوان کرد.در حالی که وقتی رفتم پیش کله گنده های ستاد میرحسین و گفتم چه برخورد خلاف اخلاقی بین جمعیت رخ داده.هیچ نگفتند.!
------
با تمام انتقاداتی که بر کروبی وارد است اما به خاطر حسن بزرگ مردمی بودن و صادق بودن و عدم سودجویی اش از آنها که دارای مدیریت اند و منصب،تبلیغاتش قابل تقدیر است.
----
اون قدر نوشتم که خودمم حوصله ام نمی یاد بخونم.
شده جواب یه محبت را بگیرید؟
از اون طرف هم که صدا و سیما با نامردی تمام شده تریبون رسمی احمدی نژاد و سفرها ی استانی که الان تبلیغاتی به شمار می آید را حسابی پوشش می ده و کلیپ های خوشگل از احمدی نژاد پخش می کنه و آهنگ ای وطن را می ذاره و عکس احمدی نژاد که از هر طرف می پره وسط صفحه با یک لبخند دلربا و خلاصه دستی که از خلوص و مهربانی واسه ملت به هوا رفته و جمله ای که آن گوشه ثبت شده "ما رای می دهیم" این چه معنی می دهد؟
روزنامه های وابسته به دولت و پرتیراژ هم که طبیعتا از تبلیغات در این زمینه دست نشسته اند.چه کیهان چه جام جم ...
خلاصه همه تبلیغات رسانه های دولتی که بر اساس قانون نباید از هیچ کاندیدایی حمایت کنند روی آقای احمدی نژاد خلاصه شده.
از طرفی هم قراره دولت احمدی نژاد انتخابات را برگزارکنه و وزیر جنجالی و تازه انتخاب شده این دولت متصدی این امر است.صادق محصولی که کرسی کردان استیضاح شده را تصاحب کرد. بماند از تعداد آرای مجلسیان برای رای اعتماد به وی و فضای سیاسی ایجاد شده برای گرفتن رای اعتماد او.آقای محصولی که حرفهای بسیاری است از درآمدهای کلان دقیقه ای او.آن هم از صدقه سری صندوقچه بی زبان نفتی!
خلاصه نگرانی برای عدم برگزاری انتخابات سالم شدیدا موج می زند.و به نظرم عدم اطمینان به متصدیان این امر بر تشدید این نگرانی تاثیر گذار است.
کمیته ای برای برگزاری انتخابات سالم از طرف عده ای روشنفکران حقوقدانان تشکیل شد که این طور که از اخبار تلویزیون متوجه شدم با فعالیت این کمیته مخالفت صورت گرفته.
جالبه به اون کسی که بخوای بهش رای بدی اطمینان لازم را نداری و به اتخاباتی هم که می خوای توش شرکت کنی اطمینان لازم را نداری.
دولت موظف است فضای امن ایجاد کنه و به مردم اطمینان بده.نه با نوشته های روزنامه کیهان که خبر راهیابی احمدی نژاد به دور دوم انتخابات را نوید می ده.نه! دولت بایستی با مشارکت دادن تمامی گروههای سیاسی در برگزاری و نظارت بر انتخابات سلامت انتخابات را تضمین کند.
حتی پرده را نمی دم کنار بارون را ببینم.چرا؟مگه ارزشش را داشت ؟
-الو بفرمایید؟
-ببخشید یه استخاره !
-بده خانم بده!
-دوباره صدای بوق
-----
توهین تحقیر بی علاقگی.حس کوچیکی می کنم.کاش دلم نمی سوخت و حرف دلم را گوش داده بودم.کاش جواب اون استخاره را هم ...
خدایا من را ببخش.هم به خاطر کاری که این دو سال با خودم کردم هم به خاطر اجازه ای که ازت گرفتم و نافرمانی کردم!!
کنفرانس ژنو ،احمدی نژاد،جسم قرمزی که به طرفش پرتاب شده،دست زدن های پیاپی حضار حین سخنرانی احمدی ژاد خروج عده ای به اعتراض سخنان احمدی نژاد،هیایوی برخی دیگر از گوشه ای دیگر.
وای که چقدر اتفاق افتاده،امروز خوندم تو روزنامه که حسین شریعتمداری به احمدی نژاد پیشنهادکرده بوده به این کنفرانس نره.برام عجیب بود.ولی حالا واقعا درک می کنم که رفتنش یعنی چی!! تلویزیون حق داره از سر شب این قضیه را این طور نشان می ده و از پخش کامل آن خودداری می کنه!!لااقل داخل وطن حفظ آبرو بشه.

