تبليغاتX
ستاره
چهارشنبه 1388/04/24
جمعه قراره رفسنجانی بعد از این همه مدت سکوت و یکی دو تا مصاحبه کج دار و مریض بره نمازجمعه و بشه امام جمعه.شایعه زیاده.اینکه خاتمی و موسوی  شرکت می کنن یا نه!و اینکه حامیان موسوی فرصت را مناسب دیدن برای حضور!!

اما برای من سواله آیا رفسنجانی این حضور را درک می کنه؟و آیا مثل مصاحبه اش فصل الخطاب را حرفای رهبری قرار می ده؟و آیا از خانواده های داغدار و از زندانی ها حرفی می زنه؟؟؟؟آیا به بیانیه آیت الله منتظری یا آیت الله طاهری اشاره می کنه؟

جای سوال زیاده!!و همه چیز جمعه مشخص می شه.البته شاید خیلی بد بین باشم اما امیدوارم جمعیتی که قراره جمعه برن امیدشون نا امید نشه با حرفایی که این سیاستمدار پیر قراره بزنه.

----

شنیدم فردا قراره ا.ن بره مشهد که خوب به قول یکی از دوستان که تحلیلش به دلم نشست هیچ بعید نیست که برای عدم شرکت در نماز جمعه به جماعت رفسنجانی داره تهران را ترک می کنه!!

 

نوشته شده توسط ستاره در 23:33 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 1388/04/24
آدم چیزای تلخی می شنوه  خبر مرگ افرادی به گوش می رسه که بر اثر اصابت گلوله کشته شدند چه اون جوان نوزده ساله که با اصابت گلوله به سینه دارفانی را وداع گفته و پس از ۲۸ روز جستجوی مادرانه مادرش دیروز از پزشکی قانونی تنش به خاک سپرده شد چه دانشجوی رشته هنر که در بیمارستان به خدا پیوست.و همه اینها در سکوت.جواب داغ این مادر جواب داغ این مادران جواب داغ جوانهایی به خاطر حق زندگی فریاد زدند و آنچه را هم که داشتند از آنها ستاندند را چه کسی خواهد داد؟؟

جواب خانواده های نگرانی را که هر روز در پی همسران خود از این زندان به آن زندان پرسجو گرند را که می دهد؟این پاسخ مناسب است؟ما اصلا احمد زیدآبادی نمی شناسیم!!

باتوم!گاز اشک آور!تیر هوایی!شلیک به هم میهن!مرگ!جنایت!زندان!شکنجه!وحشت!تهدید!وثیقه!تعهد!دادگاه!ناامنی قضا!دروغ!جستجو!نگرانی! روزگار ماست.

نوشته شده توسط ستاره در 11:0 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 1388/04/21
لبه تیغ
لبه تیغ.لب مرز.ناپلئونی اصطلاحاتی که اصولا واسه نمره به کار می برن.اما امروز من همه چیزم لب تیغه

از امتحانی که امروز دادم و واقعا سخت بود و به خاطر اینکه عینک نزدم یه سوتی بزرگ دادم عدد محاسبه شده در ماشین حساب که 1.2- بود را 12- نوشتم و حسابی همه مساله 5 نمره ای را خراب کرد.اونم از زندگی ای که حسابی آش و لاشه.,فقط باید منتظر بمونم تا ببینم قرار از کدوم ور تیغ بیافتم!!!

نوشته شده توسط ستاره در 23:52 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 1388/04/14
امشب شب عیده یعنی شب تولد حضرت علی که تو جمهوری اسلامی این روز به نام مرد و پدر نام گذاری شده.این روز مبارک به همه به مردا و به پدرا.به خصوص بابای خودم.

اما این تعارفه!! این روز وقتی مبارکه که یک کم قد یه سر سوزن علی را بشناسیم.عدل را بشناسیم .مردانگی را بشناسیم.آزادگی را بشناسیم.مهربونی را بشناسیم.سخاوت را بشناسیم.بخشندگی را بشناسیم.اما نمی شناسیم و قتی می گیم عدالت نمی دونیم راجع به چی حرف میزنیم.حتی مهربونی را هم نمی شناسم!!!و همه اینا را به کلیشه تبدیل کردیم که فقط راجع بهشون حرف بزنیم اونم در این حد که مثلا می گیم عدل چیز خوبیه نه بیشتر!

زنده موندن این روزا و یادآوریشون همه حسنش به اینه که یاد بگیریم اونچیزایی را که در وجود بزرگانمون بوده و برای ما به یادگار گذاشتن.نه اینکه اگرم خواستیم از یه بزرگی نام ببریم اسمش را همراه یکی از اون روایتای بی اساس می آریم که اصلا راهی برای شناخت بیشتر نمی ذاره!!وقتی می گن علی سخاوت داشت این معنی را نمی ده اگه یه گدایی اومد شیشه ماشینت را پاک کرد ۲۰۰ تومان بذاری تو جیبش!! عدل علی این معنی را نمی ده که ادعاش را داشته باشی و بشینی پشت سر آدما درست یا غلط حرف بزنی!بزرگیش این معنی را نمی ده که یک نفر واست پدری کنه اما با کوچکترین تشری یه مشت بزنی و همه پدری هاش را نادیده بگیری!آزادگی این معنی را نمی ده دائم تو حول و ولای این باشی که یکی از کارت خورده بگیره و نری به سمت یه حرکت جدید....

همش نمونه بود اما خروار خروار می شه گفت...

----

امروز عیده همه دور همیم حتی قراره یه اتفاق هم بیافته.قراره امروز برای برادر آستین بالا کینم.البته خودش قبلا این کار را کرده اما اصطلاح بهتری نداشتم.و به قول داداشم اون می خواد بره برا مامان و بابام خاستگاری!!! 

اما من ته دلم ....

نا شکرم می دونم که با وجود همه اینا اون آدم شاد و پر هیجان قبلی نیستم!!!و می دونم ناشکرم که این اشکا امان از چشمام گرفته و می دونم نا شکرم که قدر این روزا را اون طور که باید نمی دونم.و می دونم ناشکرم و به خاطر این ناسپاسی روم نمی شه به خدا رو بندازم!!!

----

زور داره تشویق بشی تبریک عید بدی!!بهت جواب نده .بازم بدی بازم...زنگ بزنی بگه تو فقط بلدی تبریک بگی عید و تولد و...

کاش این همه احساس تو وجودم نبود.کاش یه آدم سنگدل بودم و به قول یکی از دوستام اون زمان هر طور بوده وظیفه بوده می شد سر لوحه ام و مثل خودش پهن بار هیچکی نمی کردم و می شدم بی خیال بابا!!!

اما می خواستم ثابت کنم پهن بار کسی نکردن اشتباهه خودت را از دیگران بالا گرفتن اشتباهه!!اما بعضی ها فقط لیاقت دارن به قول خودش سگ ارباب باشن!!همین و بس.چه اصراریه بهش حالی کنم توهم داری!!

 

 

نوشته شده توسط ستاره در 21:44 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1388/04/08

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی

بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

نوشته شده توسط ستاره در 11:14 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1388/04/08
دست مزن!  چشم , ببستم دو دست

راه مرو!  چشم  , دو پایم شکست

حرف مزن!    قطع نمودم سخن

نطق مکن!     چشم ببستم دهن

هیچ نفهم!    این سخن عنوان مکن

خواهش  نافهمی  انسان  مکن

لال شوم   کور شوم   کر شوم

لیک محال است که من خر شوم
 
اشرف الدین گیلانی(صور اسرافیل
(
-----

امروز شورای نگهبان نظر نهایی اش را می ده!!!

نوشته شده توسط ستاره در 11:3 | | لینک به این مطلب
شنبه 1388/04/06
درباره این روزها
این روزها یعنی بیشتربعد از شنبه گذشته و حملات ناجوانمردانه ای که به مردم شد تجمعات جسته و گریخته در حال برگزاری بود و به نظرم سازمان درستی نداشت.و از طرفی با توجه به تهدیدات نهادهای امنیتی و اعزام نیروها به تهران فشار را برای جلوگیری از برگزاری چنین تجمعاتی دو چندان کرده اند.تا حدی که اجازه نزدیک شدن مردم به هم را نمی دن و گروههایی را که به هم نزدیک شدن با کتک زدن و باتوم متفرق می کنن.

روند این چنینی دلسردی به بار می آورد.از طرفی این که تهران یک تنه محل آشوبهاست و مردم در شهرستانها قدرت برگزاری چنین تجمعاتی را ندارند این هم بر دلسردی می افزاید.از همه مهمتر گذشت زمان است که به راحتی می تونه این مساله را لوس کنه و از دور خارج کنه و بدون اینکه به مطالبات برسیم مردم را به سمت روزمره هدایت کنه.من به شخصه تئوریسین چنین تجمعاتی نبوده و نیستم اما این را می دونم که باید به این اصول توجه کرد و الا این همه هزینه ای که تا امروز پرداخت شده و این همه کشته و زخمی و زندانی بابت هیچ محسوب می شه.می دونم که تصمیم گرفتن درچنین شرایطی خیلی سخته اما باید یک برنامه برای هدایت این مساله ارائه داد.تا این اعتراضات و این مطالبه حق به هرزه نره!!

-----

از حق نباید گذشت که موسوی این روزها خوب جلو آمد و تسلیم نشد.از کروبی هم بیشتر از این انتظار می رفت.درسته که منتخب به حساب نمی یاد ولی اون همه شعار و شجاعت الان باید نمایش داده بشه!!که اون طور که باید نبود!!

----

امتحانای این ترم بالاخره تموم شد.بدترین ترمی که تو عمرم داشتم از همه لحاظ اولیش رابطه ای که همین طور تو هوا موند.دومیش بابایی که از همه دنیا برام عزیزتره و قلبی که درد گرفت.سومی اعصابی که اونقدر پیش زمینه داشت تا درس نخونه و چهارمی انتخاباتی که اپسیلون امیدی بود و غافلگیری حاصل از دور خوردن در این انتخابات و حسرت دستان بسته ای که راه به جایی نداره در عین فریاد و اعتراض به کورها و کرهایی که سرنوشتت به تصمیماتشون گره خورده که فقط به قدرت می اندیشند و مصلحت خود!!

----

دو ماه گذشت پر از خشم و نفرت و دلتنگی!!کاش اینا را بدونه.و کاش سعی کنه کمی منطقی فکر کنه و کاری کنه.از این آسمون ریسمون های غیر عقلانیش خسته ام و متاسفم که سعی نمی کنه نگاهی به خودش بندازه!!

نوشته شده توسط ستاره در 1:18 | | لینک به این مطلب
" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="80" height="44">