کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت
گریان چو در قیامت چشم گناهکاران
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت
اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران
چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت
باقی نمیتوان گفت الا به غمگساران
یه حنجره بی همنفس
سهم من از بودن تو
یه خاطره است
همین و بس.
-----
کاش خاطره ها رها می کردن این ذهن آشفته را کاش صبوری کنم و کاش صبوری می کردم.نوشته بود می خواد همه چیز بر اساس نظم و هارمونی پیش بره.کجا و چی و کی را با هارمونی پذیرفتی؟و کجا با نظم پیش رفتی؟
فقط شدی یه علامت سوال.
وقتی گربه های هار به جان شیران افتاده اند، دنیا باید برای اعدام احسان موضع بگیرد
نه نمی شود حتما این گربه های هار و ترس خورده یک جایی از هراس به پا خاستن کردستان غم دیده ، جا می زنند . از هراس آتشی که ممکن است بر خیزد از قومی که عمری به ما به عنوان قوم غیر قابل کنترل معرفی شان کرده اند . حتما این گربه های ولگرد بیابانگردی که چند صباحی خانه مان را به لجن کشیده اند عقب نشینی می کنند و ما و باقی اهالی این خانه غریب را به عزای برادر بی پناه مان نمی نشانند.
اما نشد، همزبانان متدین و مقتدر من چهارپایه را از زیر پای کسی که اجازه نداشت در مدرسه های خود به زبان شیرین مادری اش یک واحد ساده را بگذراند، کشیدند . ما که دستمان از همه جا کوتاه بود و هیچ از آن صحنه رنج جان دادن ندیدم . ندیدیم وقتی احسان با آن چشم های روشن اش به سمت چوبه دار می رفت چه محکم و قوی گام بر می داشت که گربه های مردنی شهر دلشان بیشتر بلرزد از این شیر رام شده در برابر مرگی که احسان آن را اشارت به حیاتی دیگر خوانده بود اگر واژه وحشی در قاموس شما برای احسان و قوم او معنی می شود به گمانم درست است؛ احسان رام مرگ شد اما رام این منادیان دروغین عدالت نشد و ایران از این سرکشان بسیار دارد.
می گویند وقتی کسی را دار می زنند، درست آن لحظه که گردن اش شکسته و پاهایش آویزان می شود و تاب می خورد بر چوبه دار، اختیار از کف می دهد و کشاله اش خیس می شود. ایمان دارم وقتی کشاله تن بی جان احسان داغ شد پای چوبه دار، دنیای نجاست این مومنان مدعی، شرمسار شد از این همه پاکی و استواری یک جوان بیست و هشت ساله.
دارم روز به روز کافر تر می شوم به ایمان تان. وقتی باور دارم که اگر ماموران مرگ، مردانه و مومنانه خود را به پای احسان می رساندند و عذر می طلبیدند حتی اگر دیگر چشمان او بسته و قلبش از کار ایستاده بود اما او باز می بخشید تا شاید آنان که به نام خدا و دین دستور اعدام صادر می کنند، شرمنده بخشندگی و بزرگی مومنانه احسان شوند که دست هایش در ساعات پایانی مرگ نلرزید و برای تمامی ملت بی قرار و دولت های به خواب رفته دنیا، نامه بدرود و نه حتی دادخواهی نوشت اما هیچ کس نتوانست به دادش برسد. احسان این را خوب می دانست . از نامه اش بوی التماس نمی آمد بوی خداحافظی چرا.
احسان! برادر نازنینم! حالا آرام بخواب که به جای تو از فردا گلوی ما و مادر است که می درد از درد. تو به کودک نازنینی مانند شده ای که روی دست همه ما و کسانی که مرگت را نمی خواستند، جان داده ای. حالا آرام بخواب و بگذار این پریشان حالی بماند برای تمامی مدعیان مسلمانی و حقوق بشر خواهی تا ببینیم آیا سردمداران یک کشور اسلامی به مرگ عادتمان می دهند یا ما آنها را به عزای اندیشه پلاسیده شان می نشانیم. وقت آن رسیده به جای آنکه تنها زنی دردمند در کردستان ایران، مادر تو باشد و مویه کند که از مرگ فرزند بی گناهش آتش به دامان می شود، تمام دنیا دلش آتش بگیرد و برایت مادری کند. تنها به این دلیل که مرگ تو عادت نشود دولتمردان دروغ ایران نیز حاشیه ای امن نیابند برای برپا کردن چوبه های دار دیگران.
وقت آن رسیده که رهبران اصلاح گرای ایران نیز فارغ از آنکه احسان که بوده و جرم اش چه بوده در برابر حکمی چنین رسوا که چهره کشور را هم همانند دل خانواده یک جوان زخمی می کند، موضع بگیرند و از اینکه طرفدار گروههای برانداز و مسلح تلقی شوند نهراسند که حداقل در همین روزها به چشم خود دیده اند که چه آسان انگ براندازی را بر ساده ترین فعالیت سیاسی و آزادی خواهی می زنند تا کار را برای دفاع کنندگان دشوار سازنند تا معترضان حداقل درخواست برای برگزاری یک دادگاه علنی و سیر روند قانونی هم نکنند. وقت آن رسیده بی هیچ هراسی از اتهامات بزرگی که مطرح می کنند از حقوق قانونی یک هموطن دفاع شود.
وقت آن رسیده که تمام مدعیان و برندگان جایزه صلح و حقوق بشر و دولت مردان جهان مادر تن بی جان کسی باشند که تنها جرم اش به دنیا آمدن در کشوری به نام ایران بوده است که صاحبخانه های خیالی نیز او را به گروگان گرفته بودند و دست هیچ کس به او نرسید و عاقبت خورشید طلوع نکره او غروب کرد، حتی پیش از آنکه طناب دار را بر گردنش بیاندازند. او سنگ دلی کسانی که این همه بی قانونی عادت شان شده است را از نزدیک دیده بودو بی شک پیش از آنکه حکم غیرقانونی اش را اجرا کنند، جان داده بود و حسرت گرفتن جان واقعی اش را به دل قاتلان مدعی گذاشته بود. ما نامه وداع اش را پیش از اعدام خوانده بودیم و این یعنی احسان را به احسان این مدعیان دستگاه قضایی ایران امیدی نبود و برای ماندن در دل یک گربه بیمار التماس نکرد.
اما امروز اینجا تو دانشگاه آزادی که بعید بود ازش با تمام تهدیداتی که شده بود و تمهیداتی که عمل اومده بود جمعیت قابل توجهی جمع شدن و دست تو دست هم یار دبستانی خوندن.موقع نماز شونه به شونه هم ایستادن به نماز تا حریم صدای اذان و قرآنی که پخش کردن تا بچه ها را به سکوت مجبور کنن نشکنن.امروز هم یه روز سبز دیگه بود.
خوشحالم که این روزا وجود دارن و خوشحالم که با وجود این همه سانسور و خفقان و بگیر و ببند باز مردم ایستاده اند و حرف حقشون را به زبان میارن این نشونه خوبیه.و آرزو می کنم صبر و متانت و عقلانیت مثل این مدت همواره همراه این روزای سبز ما باشه!!
----
من باز هم از قافله جا موندم و امروز فقط خبر این همه فریاد سبز را شنیدم.اما همینم برام غنیمته.
----
خبر آزادی هنگامه شهیدی واقعا مسرت بخش بود.همچنین آزادی علی پیر حسین لو.و از همه مهمتر پایان روزهای انفرادی برای زیدآبادی و ملاقاتش با خانواده اش.آرزوی سلامت و آزادی
برای همدردی با خانواده زندانیان عید نگرفتیم
دفتر آیتالله منتظری اعلام کرد که این مرجع تقلید شیعه، امروز، سالروز تولد امام هشتم شیعیان را به خاطر همدردی با خانوادههای زندانیان اخیر «عید» نگرفتهاست.
به گزارش تارنمای رسمی آیتالله منتظری، این مرجع تقلید شیعه امسال بدون برگزاری مراسم جشن و شادی هر ساله، به دیدارهای معمول و از قبل تعیین شده اکتفا کردهاست.
در پی اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، بیش از چهار هزار نفر از معترضان بازداشت شدهاند. بسیاری از فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، دانشجویان و فعالان حقوق بشر در میان بازداشتشدگان هستند.
آقای منتظری امروز در مراسم عمامهگزاری هشت نفر از طلاب حوزه علمیه گفت: «در عین حال که امروز روز بزرگی است و تولد امام رضا است، ولی چون بسیاری از نخبگان ما و کسانی که هم متدین هستند و هم برای این انقلاب و این کشور زحمت کشیدند، به بهانههای واهی در زندان هستند، به خاطر ابراز همدردی با خانوادهای این عزیزان، ما هم امروز را عید نگرفتیم.»
وی ادامه داد: «در زمان شاه هم چون بسیاری مورد ظلم واقع شده بودند، مرحوم امام خمینی فرمودند که نیمه شعبان را عید نگیرید.»
آیتالله منتظری از مراجع تقلید معترض به نتایج انتخابات است و در حوادث اخیر بارها از معترضان حمایت کردهاست.
وی با اظهار امیدواری به آزادی زندانیان «بیگناه» گفت: «از خداوند میخواهم تا به مسئولان امر دیانت و درایت بیشتری بدهد تا از تکرار و ادامه این بازداشتها پرهیز کنند.»
بنا بر اسناد ارائه شده از سوی مهدی کروبی، نامزد معترض و برخی دیگر از اصلاحطلبان، تعدادی از دستگیرشدگان رویدادهای اخیر در زندان مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفتهاند. تلویزیون دولتی ایران در شهریور ماه جاری، شکنجه بازداشتشدگان در کهریزک را تایید کرد.
شماری از خانوادههای زندانیان سیاسی و جوانان حامی موسوی و خاتمی (ستاد ۸۸)، نیز اعلام کردهاند که امروز را در اعتراض به ادامه بازداشتهای اخیر «روزه سیاسی» میگیرند.
جشنه و تلویزیون را روشن که می کنی سعی خودش را می کنه به انواع اقسام روشها حالی کنه که برنامه هاش با روزای دیگه فرق داره.از اون مداحی های بد صدا و بی محتوا گرفته تا فیلم های رنگ و وارنگ ساخت سازمانشون یا ساخت اروپا خلاصه تلاش می کنه که اثبات کنه با بقیه روزا فرق داره.تو سطح جامعه هم مردم بیشتر می رن عروسی یا مهمونی های شاد اما خانواده هایی که پشت اوین منتظرن هم امروز براشون هشت هشت هشتاد و هشت هست؟اونا هم فریفته این همه زرق و برق می شن؟اونا هم دل و دماق عروسی رفتن دارن؟بعید می دونم که الان زن و بچه زید آبادی غیر از یه دیدار کوچولو با مرد خونه اشون چیز دیگه ای بخوان!یا خانواده هنگامه شهیدی.یا نه همسر دکتر ملکی پیرمرد 80 ساله که از بد روزگار یه زمانی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب بوده.یا بهزاد نبوی که گوشه بیمارستان افتاده یا خانواده عبدالله مومنی یا ...
نمی دونم ما حق داریم راحت و بی خیال بگیم خوب آره امروز هم روز بزرگیه غافل از اینکه حتی یه کوچولو فکر نکنیم این روز واسه چی بزرگه؟چرا می گن ضامن آهو چرا می گیم یا غریب الغربا؟فکر کنم این آدمایی که اسم بردم غریب الغربایی را تو شهر خودشون و تو خونه خودشون دارن با تمام وجود حس می کنن.اما نه شفیعی می بینن و نه جوانمردی که حتی نمی تونه اسارت یه بچه آهو را تاب بیاره!!
خدایا خیلی روزگار بدیه اونقدر بد که تو این روز عزیز ا.ن می ره حرم رضا تا دستایی که سعی کرده با صابون بشوره که آثاری از این اتفاقای 5 ماه اخیر روش نمونده باشه را به ضریح بزنه و بگه ببین چه تمیزه!!
خیلی بده که چند ساله این مملکت داره دوستداری اهل بیت را تو ساز دهنی می زنه تا همه دنیا بفهمن اما تو عمل کاری نکرده جز همون کاری که یزید کرده و مامون کرده و...
-----
خدابا به حرمت غریبی و بزرگی حضرت رضا ما را برای مقابله با ظلم قدرت بده.و اونقدر بصیرت بده تا به بیراهه نریم حتی برای عبادت تو.و آگاهی نصیبمون کن تا بتونیم خوب زندگی کنیم.و آزادی چه برای ما که در قالب تن و جامعه اسیریم چه برای اونها که اسیر هوس دیگرانند و امروز پشت درهای بسته اوین در برزخ به سر می برند.و در آخر صبر برای همه اونایی که منتظرند چه من که منتظر آخرین قدم نامردترین آدم تو زندگیمم چه اونایی که منتظر ازادی یا سلامت یا حتی یه خبر کوچیکن!که انتظار آسان نیست!!
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!
شریعتی

