<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ستاره</title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 Dec 2009 11:49:24 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-257.aspx</link>
<description>فارغ از هیاهوی این روزها که نقل مجالس جنبش سبز است و تصویر عکس پاره ای از آقای خمینی و جنجالهای ساختگی ای که به همراه داشت و فارغ از همه د لهره بابت درسهای تلمبار شده و پایان ترم و رفتن روزها برخورد کردم با آدمهایی که وقتی تصور می کنم می گم خدایا شکرت که جای هیچکدومشون متولد نشدم.نوجوانانی که هیچ کدام به اختیار خودشون پا به این دنیا نذاشتن.بچه هایی که فقط به خاطر هوس والدینشون نا خواسته به دنیا اومدن و امروز رها شده اند در دست بهزیستی!ماجرای یکی از این بچه ها که شاید بیماری آسمش فرصتی شد تا ساعاتی را در بیمارستان همراهش باشم را اینجامی نویسم تا هم خودم یادم بمونه و هم ثبت بشه تو این دنیا که ما آدما فقط خودمون نیستیم گاهی با کارهامون زندگی یه نفر دیگه را هم به بازی می گیریم!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دختری 8 ساله اسمش ...یه دختر کوچولو که یک ساله خانواده اش سپردنش بهزیستی تمام اندیشه اش اینه که باباش بهش قول داده کلاس دومش که تموم شد میاد و می برش.و کلی با هدیه هایی که مادرش براش آورده بود سرگرمم کرد.اون روز گذشت فقط با دلسوزی برای اینکه چرا پدر و مادرش راضی شدن این کوچولو را رها کنن؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;گذشت و گذشت تا اینکه برام تعریف کردن از مادرش که شاید متولد سال 60 باشه یه جوانی که حتی سواد خوندن و نوشتن نداره؟؟مادرش اومارتش را می گذرونه اما با یه روشی که خیلی عادی نیست صیغه می شه به همین راحتی!! نمی دونم شاید تو همین تجربه هاش بوده با یک مرد بیشتر از 60 ساله که این کوچولو به دنیا میاد کوچولویی که فقط یه باری می شه رو دوش مادر آس و پاسش و شاید یه خاری برای پدر مشروب خور معتاد روانی اش.بیماری روانی پدرش را بستری می کنه تیمارستان و لابد مادرش هم یه روز در قید یه مرد دیگه و یه روز در زندانه می یارنش بهزیستی.دختر کوچولو چشماش برق می زد وقتی برام گفت &lt;strong&gt;بابام میاد می برم و سه تایی با هم زندگی می کنیم&lt;/strong&gt;.اما این فقط خیال اونه شاید واقعیت را می دونه با همین سن کمش اما نمی خواد باور کنه.چون بارها و بارها مادرش اومده دیدنش اما با یه غریبه به اسم شوهر!!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و شقایق کوچولو بعد از رفتن مادرش ساعتها گریه کرده.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;وای خدایا اون بالا داری میبینی.این روزگار بی رحم چی به سر به این کوچولو میاره که مثلا مامان و بابا هم داره؟می دونم با دلسوزی و ترحم و این حرفها هیچ کاری نمی شه کرد می دونم اما شنیدن این ماجرا برام خیلی تلخ بود!!این دخترا هرکدوم یه ماجرا دارن تلخ تر از اون یکی شاید این روزا از چند تا از ماجراهایی که ازشون شنیدم اینجا بنویسم.اما نه برای نقل یه زندگی برای عبرت مایی که شاید هرکدوممون ناخواسته مرتکب چنین گناهی بشیم کسی چه می دونه دنیا چطور قراره بگذره؟؟!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فقط برای یه زنگ هشدار!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدایا زندگی را اون طرفی نچرخون که یه نفر دیگه هم با نابودی ما نابود بشه!! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;دیشب قسمت آخر مسافران یه جمله قشنگ داشت اینکه :نمی دونم چرا تو دنیای به این قشنگی آدما خوشحال و خوشبخت نیستن !!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;------&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پی نوشت:در خدایی مسافران طنز زیبایی بود و کاستی های اجتماعی ایرانی ها را که در فرهنگمون نهادینه شده و در بسیاری موارد مانع رسیدن به توسعه است را به شیوایی بیان کرد.از این تیکه آخرش هم خوشم می آمد:فرت،تمام!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 11:49:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=257</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-257.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنبش سبز «این‌ها» را ندارد!(احمد پورنجاتی)</title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-256.aspx</link>
<description>
&lt;h2 class=&quot;entry-title rtl&quot;&gt;&lt;a class=&quot;entry-title-link&quot; target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.mowjcamp.com/article/id/73463&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div class=&quot;entry-author&quot;&gt;&lt;div class=&quot;entry-likers-n&quot;&gt;&lt;span class=&quot;number-of-likers more-likers-link link&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&quot;جنبش
سبز&quot;، اكنون دیگر واقعیتی غیر قابل انكاراست. این را از واكنش‌های &quot;هر روز
به یك رنگِ&quot; مخالفان این حركت اصیل و عمیقا ملی و مسالمت آمیز و اصلاح
طلبانه به خوبی می شود فهمید. بد و بیراه گویی ها، بگیر و ببندها، پرونده
سازی ها و حتی ضرب و شتم های خیابانی و معركه گیری های به اصطلاح رسانه ای
، چه در صدا و سیما و چه در كیهان و اذناب و اصحابش و چه حتی در تریبون
های فرمایشی به ظاهر مذهبی، نباید كسی را به اشتباه بیاندازد. اگر جنبش
سبز‌ چیزی نبود، پس این همه &quot;بسیج و مانور و تغییر سازمان و آماده باش
شبانه روزی و اخطار تلفنی و پیامكی و احضار و تهدید و اخراج از محل كار و
محرومیت از تحصیل و ممنوعیت خروج از كشور و امثال این‌ها&quot; برای
چیست؟۱اهالی این جنبش آن را به خوبی می شناسند، این ها را برای از ما
بهتران می گویم. در این مجال می خواهم به آنچه كه جنبش سبز &quot;ندارد&quot; اشاره
كنم:۱- جنبش سبز &quot;عجله&quot; ندارد‌.۲-جنبش سبز، &quot;رهبر كاریزماتیك &quot;
ندارد.۳-جنبش سبز، &quot;سیاه و سفید&quot; ندارد.۴-جنبش سبز، &quot;ترس و واهمه &quot;
ندارد.۵-جنبش سبز، خود شیفتگی ندارد.۶-جنبش سبز، &quot;تشكیلات و تشریفات&quot;
ندارد.۷-جنبش سبز &quot;زنده باد، مرده باد&quot; ندارد.۸-جنبش سبز، &quot;كینه ورزی و
خشم و عصبانیت &quot; ندارد.جنبش سبز، حتی مخالفان و سركوب كنندگان خود را -
اگر به راه راست برگردند- دوست خواهد داشت. چهره جنبش سبز، بر خلاف چهره
اخموی جبهه مخالفش، بسیار بشاش و خندان و سرخوش و خوش اخلاق است.از خشم
خبری نیست. اگر هست عزم استوار است.
آیا جنبش سبز،&quot;نداشته ها&quot;ی دیگری هم دارد؟ آری. اما برای این مجال ، بس
است . عزت زیاد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;-----&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 204, 0);&quot;&gt;این مطلب از نظرم خیلی جالب و به جا اومد اونم به خاطر کامنتی که یه دوست برام گذاشته بود با شعار مرگ باد بر.... که خوب به نظرم آقای پورنجاتی جواب کاملتری بهش داده.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 11:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=256</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-256.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس امام خمینی!!!</title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-255.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نوشته ای از عطاالله مهاجرانی (از وبلاگ روزنوشت مهاجرانی)&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;div class=&quot;entry-body rtl&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;div class=&quot;item-body&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;div style=&quot;direction: rtl; text-align: right;&quot;&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وقتی سیمای جمهوری اسلامی ایران، تصویر پاره شده عکس امام خمینی(ره) را
نشان داد، آشکار بود که پرده تازه ای ساز شده است. انتشار چنین تصویری
بدون آگاهی و اجازه مقامات عالی نظام و بدون برنامه ریزی نا محتمل به نظر
می رسد. البته پیش از این تصاویر رهبری هم پاره شده بود و یا موجی از
جمعیت پلاکارد بزرگ مصور به عکس ایشان را از جای کندند و پاره کردند،
بدیهی بود که هیچگاه چنان تصاویری از سیما پخش نشد و البته نمی شود. پرسش
این است که تصویر پاره شده امام خمینی کار چه کسانی است و چرا از سیمای
جمهوری اسلامی در ساعت پر بیینده خبر هشت و سی منتشر شده است؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اطلاعیه آقای شیخ محمد یزدی که به عنوان اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه
علمیه قم منتشر شده است، اعلام برخی طلاب در تعطیلی درس حوزه علمیه قم، که
به عنوان تعطیلی حوزه علمیه قم مطرح شده است و لابد از این پس اطلاعیه های
گوناگون و رنگارنگ که پی در پی صادر می شود، تماما نشانه های یک اقدام
محاسبه شده و سنجیده است. اصلا اطلاعیه آیه الله یزدی را ببینید، درست رنگ
و ریتم سرمقاله های کیهان را دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بگذارید نمونه ای را برایتان یادآوری کنم. کنفرانس برلین با اقدام
خانمی که در میانه کنفرانس نیمه برهنه شد، تبدیل به یک ابزار خبری درجه
اول برای حذف اصلاح طلبان و محاکمه آنان شد. همان فیلم رقص زن نیم برهنه
را سیمای جمهوری اسلامی در همان سالها بارها پخش کرد و دادگاه انقلاب هم
شرکت کنندگان را به بهانه های مختلف محاکمه کرد. همان وقت هم جمله ای را
شکار کردند و برساختند که اصلاح طلبان معتقدند: امام خمینی را بایست به
موزه تاریخ سپرد...&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این بار هم سناریو نویسان و کارگردانان پاره کردن عکس امام، می خواهند
جنبش سبز ملت ایران و نهضت ضد استبداد دینی دانشجویان را به عنوان حرکتی
علیه امام خمینی وانمود کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt; اما چند نکته بسیار مهم:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اول: در این سال ها به روشنی شاهد بوده ایم که مهمترین میراث امام
خمینی یعنی جمهوری اسلامی تبدیل به یک نظام حکومتی یکه سالار استبدادی شده
است. در واقع روح و هویت اصلی انقلاب اسلامی و پیام رهبری امام خمینی
دگرگون شده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دوم: یاران امام در این دو دهه اخیر از صحنه مدیریت کشور حذف شده اند.
میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی رفسنجانی نسبت نزدیکتری با امام
داشتند تا این نو رسیدگانی که به رویش های بی ریشه انقلاب معروفند. یادمان
نرفته که آیه الله توسلی در یاد آوری سخن امام در جلسه مجمع تشخیص مصلحت
از شدت اندوه قلبش ایستاد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سوم: امام برای سپاه و بسیج هویت مردمی قائل بود. چه کسانی سپاه و بسیج را تبدیل به ابزار سرکوب ملت ایران کردند؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این همه دگرگونی و دگردیسی که پیش آمده است، در مقایسه با پاره شدن عکس
امام خمینی که اقدامی به شدت مشکوک است- پیش از همه آقای کروبی در نامه به
رییس صدا و سیما از این فتنه سخن گفت- چه نسبتی دارد؟ هویت انقلاب و
جمهوری اسلامی تغییر یافته، و نیروی نظامی که بایست فراتر از احزاب سیاسی
و امواج سیاسی قرار بگیرد، به ابزار سرکوب و رانت خوار اقتصاد و صنعت و
نفت تبدیل شده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این رفتار ها خطرناک نیست ؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt; صدا و سیما با کدام مجوز و دلیل عکس پاره شده امام خمینی را نشان می دهد؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به نظرم همه رهبران و سخنگویان جنبش سبز ملت ایران ضرورت دارد هم پاره
شدن عکس امام توسط هر کس و با هر انگیزه ای را محکوم کنند و هم اقدام
سیاسی فتنه انگیزانه سیمای ضد ملی جمهوری اسلامی را. پیداست آقایان برای
روزهای تاسوعا و عاشورا خواب تازه ای دیده اند. می دانند که دیگر نمی
توانند از مشروعیت خویش برای جذب و اقناع مردم استفاده کنند. نوبت استفاده
از نام امام و عکس امام برای تداوم سرکوب ملت ایران و دانشجویان رسیده
است. عکس امام پرچم تازه ای است برای سرکوب مردم و دانشجویان، فتنه و مکری
که پنهان نمی ماند. والله خیر الماکرین&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;--------
&lt;h1 class=&quot;artTitle&quot;&gt;محمد نوری زاد: اعتراف می‌کنم‌؛ من عکس امام را پاره کردم‌!&lt;/h1&gt;

&lt;p class=&quot;abstractText&quot;&gt;محمد نوری زاد در وبلاگ گاه نوشت با اشاره به
حوادث رخ داده در یک هفته اخیر پیرامون ادعای رسانه ملی در توهین به تمثال
امام از سوی دانشجویان معترض در ۱۶ آذر و زیر سوال بردن این اقدام صدا و
سیما از سوی موسسه نشر آثار امام (ره) و اتهام به رسانه ملی جهت تهیه
سناریو برای ضربه به جنبش سبز نوشته است:من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس
امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده
اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد.&lt;/p&gt;


&lt;br /&gt;
&lt;div class=&quot;articleText&quot;&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;تراف می کنم که‌: خطا کردم‌.
احساساتی شدم‌. بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم‌. دیدم شما طومار سپاه
و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید‌، من به عکس او بسنده کردم. دیدم شما
نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و
هست‌، پاره کرده و پاره می کنید‌، زورم به عکس امام رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;دیدم شما وصیت نامه امام را که در آن به خیر وخوبی و عزت و
سربلندی برای ایران و ایرانی تاکید شده‌، پاره می کنید‌، سهم من همان عکس
امام شد. من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل
و قال شما تبسم می کرد‌ و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما
فریاد می زد و می فرمود‌: ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می
درید‌، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به
گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند‌، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به
عقل و اسلام و راه خمینی‌، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید‌؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;اصلا من خودم‌، روح الله الموسوی الخمینی‌، به محمد نوری زاد
گفتم‌: برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی
جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند‌. در کشوری که
فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان
حکومت به شوخی گرفته می شود‌، پاره شدن عکس او احترام به امام است‌.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;-----&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;ایده جالبیه و می تونه یه بازی وبلاگی بشه و می تونه اعتراف همه ایرانی های سبز باشه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;----&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;امام خمینی :«با توجه به اینکه بارها اعلام کرده‏ایم به خاطر حفظ وحدت، اگر به من و یا
به عکس من اهانتى شد مردم عکس‏العملى نشان ندهند. بدین وسیله از عموم آنان
تقاضا مى‏شود از تعطیل و یا راهپیماییهایى که قرار است به این عنوان انجام
شود صرف نظر نمایند و به رفع مشکلات و کارهاى دیگرى که دارند بپردازند، و
حتى‏الامکان مردم را به آرامش و نظم دعوت کنند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;متن نامه آقای خمینی در وقایع مربوط به بالا گرفتن اختلافات بنی صدر با نخست وزیر وقت می باشد که در این میان عده ای عکس آقای خمینی را پاره کردند و این باعث شد که یه سری از طلاب شروع کنند به اعتراض و سرو صدا که جوابیه بالا را از آقای خمینی در 27/9/59 دریافت کردند.اینم یه نکته جالب و حایز اهمیتی بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 11:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=255</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-255.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب قانون</title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-254.aspx</link>
<description>فیلمی از مازیار میری با بازی خوب پرویز پرستویی تعریفش را خیلی شنیده بودم که بعد از کلی این ور و اونور کردن برنامه ها بالاخره دیروز رفتم برای دیدنش.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کلی ازش خوشم اومد.مثل همه فیلمهایی که پرویز پرستویی درشون بازی می کنه هم ته مایه های طنز داره هم واقعیت اجتماع.طنزی هم که روایت می کنه دقیقا همون واقعیتیه که بیان می کنه اما چون داریم از بیرون بهش نگاه می کنیم می بینیم که چقدر لایقه خندیدنه!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یک نگاه جالب و جامع داره به رابطه دین و جامعه امروز ایرانی.ایرانی هایی که خیلی خودشون را مومن مقدس سراغ دارن و به قول خودشون از سر و ته همه آیات و روایات را از حفظ اند.اما فقط از حفظ اند.نقش یک دختر تازه مسلمان شده که دست روزگار به ایران می کشانش و البته اولین تجربه اش با برخورد با فرد مسلمان همراه بوده با امر به معروف یک حاج آقایی که خیلی هم خودش را قبول داره.و خلاصه میاد و وارد یه جامعه مسلمان می شه اما هر روز که می گذره و هر جایی که می ره اثری از دین نمی بینه و کتابش که همون قرآن بوده را خیلی زیبا مثل بچه مدرسه ای ها همیشه در کنار داره و هر جا خلاف میبینه بهش مراجعه می کنه.خیلی ظریف و زیبا.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;درباره رسوم ایرانی که می تونه تا چه حد تکلف آور با شه در مورد هیات هایی که به بهانه های کنفرانس های مختلف از مملکت خارج می شن اونم با پول بیت المال در باره دورویی آدمهایی که سعی می کنن ظاهرشون را به هر قیمتی حفظ کنن اونم فقط به خاطر مقام و منصبشون.درباره خصلت بد کنکاش در کار دیگران که متاسفانه به یک فرهنگ تبدیل شده در باره کم فروشی درباره بی توجهی ما نسبت به اونچه که واقعا برامون ارزشمنده.خلاصه خیلی زیبا توی یک فیلم شاید 90 دقیقه ای همه این حرفها را به تصویر کشیده.دیدن این فیلم را واقعا توصیه می کنم.یه جورایی نگاه به درون است.نگاهی به خودمون که اونقدر غرق روزمره می شیم که فراموش می کنیم اونچیزهایی که برامون ضد ارزشند و خیلی راحت زیر بارشون می ریم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بهترین صحنه فیلم از نظرم ابتدای منحصر به فردشه با تصویر برداری خاص و اسلو موشن (صحنه آهسته) ای که استفاده کرده برای درک بهتر و بیشترش.تو این آغاز فقط دست ها یی را نشون می ده که کمک می دن برای مفهوم بیشتر صدای گوینده.اما از گوینده ها هیچ تصویری نشون نمی ده.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;صحنه جالب دیگه اش حضور در سمیناریه در لبنان که فقط حرفهای تکراری درش جریان داره اما سوغاتی های چرب و چیلی هیات ایرانی برای دوستان لبنانی اشون.حقیقتی که ایران امروز را برای دنیای اطرافش جذاب نموده!!!&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://www.panjerehweekly.com/attachment//112824.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بشوی اوراق اگر هم درس مایی          که درس عشق در دفتر نباشد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;------&lt;/p&gt;&lt;p&gt;زندانی شدن مجید توکلی در 16 آذر امسال یک پدیده جالب به همراه داشته اونم کمپین حمایت مردان محجبه از توکلی.یه عالمه از آقایون با ریش ها و سیبیلهای متفاوت روسری به سر کرده در حمایت از توکلی عکس خودشون را تو دنیای مجازی منتشر کردن.مجید توکلی ای که برای تخریب وجهه اش تصویری ازش پخش شد با چادر ( و کلی ته ریش )و به قول سایت های وابسته به حکومت داشته با این پوشش از دانشگاه فرار می کرده.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 11:01:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=254</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-254.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوستان بوعلی پایداریتان ستودنی است!!!!</title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-253.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;فرارو-&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt; برخی خبر ها از درگیری های پراکنده میان دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان و افراد موسوم به لباس شخصی حکایت دارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش &lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;&quot;خبرنگار فرارو&quot;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt; از همدان امروز صبح دانشگاه بوعلی سینای همدان با حضور پر رنگ نیروهای ضد شورش در اطراف دانشگاه شاهد روز پر تنشی بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براساس
این گزارش در ساعت 12 ظهر امروز این دانشگاه شاهد برگزاری تریبون آزاد به
ابتکار بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان مستقل در دانشکده علوم
بوده است، در حین برگزاری این تریبون آزاد عده ای از دنشجویان معترض
نیز در طبقه دوم دانشکده ی علوم تجمع کرده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میان
دو تن از دانشجویان معترض که یکی از آنها دختر بوده است توسط افراد لباس
شخصی از طبقه دوم به بیرون پرتاب می شوند که بنابر گفته شاهدان عینی، به
شدت مصدوم شده اند. پس از این اتفاق، فضای دانشگاه بوعلی به شدت متشنج شد
و همزمان با آن در ساعت 13عده ای افراد ناشناس موسوم به لباس شخصی به
دانشگاه حمله برده و به برخورد با دانشجویان پرداختند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با گذشت
چند ساعت از بروز درگیری در دانشگاه بوعلی، دانشجویان همچنان در این
دانشگاه حضور دارند و حاضر به ترک دانشگاه نیستند.اطراف دانشگاه نیز در
محاصره نیروهای امنیتی و انتظامی قرار دارد. &lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;شرمتان باد براین همه ننگ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;جناب آقای دکتر پرفسور زلفی گل امروز کلاهتان را بالاتر نهید و با آرامش بیشتری بر کرسی ریاست بوعلی تکیه زنید. در زمان ریاست حضرت عالی در همین دولت پاک و مباح دهم دانشجویی به پایین پرتاب شده.تبریک و صد تبریک.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;فراموشتان نشود:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;ما گر ز سر بریده می ترسیدیم &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 19:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=253</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-253.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-252.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سلام هیچ وقت تو این چند سال گذشته شانزده آذر را این طور تصور نمی کردم.که من در هیجانش بودم اما در جایی که به بی صدایی محکوم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امسال از حد گذروندن سالهای گذشته تو دانشگاه فقط ما بودیم که برگزار کننده 16 آذر بودیم فقط ما.حتی تو سالایی که مجوز فعالیت انجمن را گرفته بودن.اما امسال طی یک اقدام ملی بعد از این همه سال تازه بسیج یادش افتاده که 16 آذر برگزار کنه.خنده دار نیست؟از این مستقلی ها نمی گم که بیشتر معلوم الحال اند.از نظرم این حرکت کثیف یه تئوری است برای به جون هم انداختن مردم.مگه دانشجویی که می ره عضو بسیج می شه کیه؟مگه چند درصد از اعضای بسیج از روی آگاهی می رن این فرم را پر می کنن و چند درصدشون به خاطر سربازی و شغل آینده و وعده و وعیدهای معروفشون؟&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;تو این چند ماه همش به این فکر می کردم که آخه چطور یه ایرانی می تونه از سر پشت بام پایگاه بسیج به یک هم وطن به یک هم نوع به یک هم جنس شلیک کنه.اما امروز دیدم و فهمیدم که این طوری کینه درست می کنن.این طوری آدما را به جون هم می اندازن حالا به بهانه های مختلف که مهم ترین عامل بیگانه بودن و دست نشانده آمریکا بودنه.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فاجعه است که دارن تلاش می کنن که خودشون را محق بدونن که پرچم 16 آذر را بدست بگیرن.آدمایی که هر سال برای برگزاری و پاسداشت این روز کلی مانع می تراشیدن و کلی مخالفت می کردن این کارشون کم از اختراع سبز علوی نداره.اما مطمئنم که هر چی در این راه بیشتر تلاش کنن کمتر به نتیجه خواهند رسید.همیشه یه تابلو نقاشی اصل قیمتش بیشتر از نسخه کپی برداری شده اشه این را به یاد داشته باشید.این نصیحتی بود که برای کوتاه قامتان دولت نهم عرض کردم اونها که امروز با پا بلندی و رفتن روی صندلی همه تلاششون را کردن و از ریختن هیچ خونی دریغ نکردن و از زندان انداختن هیچ بی گناهی مبادرت نورزیدن که خودشون را به دولت دهم برسونن!!!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پاینده ایران همیشه سبز&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 18:40:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=252</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-252.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خسته نشو</title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-251.aspx</link>
<description>

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;بازم یکی از آینه خنده ما رو دزدید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;یه گله آدم برفی رفتن به جنگ خورشید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;باز یکی خواب ما رو از تو ترانه خط زد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;جای قلم معلم گردن ما رو خط زد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;چه واژه‌ها تلف شد چه گریه‌ها هدر رفت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;ستاره در به در شد هدهد شکسته پر رفت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;باز یکی دست ما رو خوند و شب رو بهم
زد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;باز یکی اسممون رو از لیست نور قلم زد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;دوباره از سرخط دوباره اول کار&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;دوباره زخم تازه دوباره درد تکرار&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;چه قصه‌ها ورق خورد چه قلبایی که خون
شد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;از سر نو سیاهی رنگ این آسمون شد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;خسته نشو شروع کن به انتشار خورشید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;نگو نفس بریدی نگو نمونده امید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;خسته نشو که دستات کلید هر چی قفله&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;باور کن آرزو رو سرخم نکن به تردید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;سرود زیبایی که برای 16 آذر سبز امسال پخش شده فایل صوتی اش را می ذارم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: left; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;http://www.4shared.com/file/164322741/b1c79395/Khasteh_Nasho.html&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: right; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sat, 05 Dec 2009 09:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=251</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-251.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-250.aspx</link>
<description>منم یک سال بزرگتر شدم.اما بیشتر از یک سال پخته شدم و خیلی بیشتر از یک سال تجربه کسب کردم.نمی دونم چه صیغه ایه که آدم روز تولدش دلش می گیره.شاید به خاطر این باشه که نمی خواد قبول کنه که داره پیر می شه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امسال تولدم خیلی متفاوت تر از هر سال بود.کنار دریا و در جمع یه عالمه فامیل و یه عالمه بازی و یه عالمه ماسه بازی.خوب بود و خدا را شکر که در کنارم سایه آدمایی که خیلی دوسشون دارم را حس کردم.و بابت این قضیه خدا را هزار بار شکر می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم تجربه آره خیلی تجربه کسب کردم و از همه مهمتر این بود که هر چیزی ارزش تجربه کردن را نداره.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;----&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امسال هم مثل هرسال خیلی از طرف دوستان شرمنده شدم.چه ملیحه که از اصفهان زنگ زد چه نوا چه شیوا چه مژگان که واقعا انتظار نداشتم یادش مونده باشه.و....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهاری دیگر آمده است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما برای آن زمستانها که گذشت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نامی نیست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نامی نیست&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 20:31:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=250</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-250.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل            بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران </title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-249.aspx</link>
<description>
 
                  بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران  &lt;br /&gt;
 کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد   &lt;br /&gt;
داند که سخت باشد قطع امیدواران&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
با ساربان بگویید احوال آب چشمم  &lt;br /&gt;
 تا بر شتر نبندد محمل به روز باران&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت   &lt;br /&gt;
گریان چو در قیامت چشم گناهکاران &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد  &lt;br /&gt;
 از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت  &lt;br /&gt;
 اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل&lt;br /&gt;
بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت&lt;br /&gt;
باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران
</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 18:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=249</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-249.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://setareh78.blogfa.com/post-248.aspx</link>
<description>یه پنجره با یه قفس&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یه حنجره بی همنفس&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سهم من از بودن تو &lt;/p&gt;&lt;p&gt;یه خاطره است &lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین و بس.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;-----&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کاش خاطره ها رها می کردن این ذهن آشفته را کاش صبوری کنم و کاش صبوری می کردم.نوشته بود می خواد همه چیز بر اساس نظم و هارمونی پیش بره.کجا و چی و کی را با هارمونی پذیرفتی؟و کجا با نظم پیش رفتی؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فقط شدی یه علامت سوال.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 10:03:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=setareh78&amp;postid=248</comments>
<dc:creator>setareh78</dc:creator>
<guid>http://setareh78.blogfa.com/post-248.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
